جمعه|28 مهر 1396|29 محرم 1439|20 October 2017
زمان انتشار: 1396/07/15 - 11:08 |

واكاوي خطبه حضرت زينب كبري در كوفه از منظر آيت الله مكارم

حضرت آ‌يت الله مكارم گفت: كمتر نهضتى را همانند نهضت حسينى مى توان يافت كه از همان روز شكست، فاتح وپيروز باشد و از همان روز مغلوب شدن غالب گردد و از همان ساعت كه دشمن، كار مخالف خود را تمام شده مى ديد، كار خودش به پايان رسيده باشد.

به گزارش خبرگزاري رسا، كمتر نهضتى را همانند نهضت حسينى مى توان يافت كه از همان روز شكست، فاتح وپيروز باشد و از همان روز مغلوب شدن غالب گردد و از همان ساعت كه دشمن، كار مخالف خود را تمام شده مى ديد، كار خودش به پايان رسيده باشد.[1]در اين ميان خطبه هايى كه اهل بيت(عليهم السلام)، به ويژه خطابه ها و افشاگرى هاى حضرت زينب عليها السلام [2] بعد از حادثه كربلا در كوفه و شام و سپس در مدينه ايراد كرد[3]نشان داد زينب كبري (عليها السلام) اين ارث را از پدر و مادر هر دو در اختيار گرفته بود كه با خطابه آتشينش در بازار كوفه و مجلس يزيد، لرزه بر اندام جنايتكاران بنى اميّه افكند و پايه هاى كاخ حكومت غاصبانه آنها را متزلزل ساخت و بذرهاى انقلاب را بر ضد اين حكومت جبار و جائر در قلوب مردم كوفه و شام پاشيد.[4]

فصاحت و بلاغت حضرت زينب (سلام الله عليها) در كوفه


«حِذْيَم بن شريك اسدى [5]» مى گويد: در آن روز در كوفه، به زينب دختر على عليه السلام نگريستم كه خطبه مى خواند و هرگز زنى را سخن ورتر و زبان آورتر از او نديدم. گويا (زبان على عليه السلام در كام اوست و) با زبان اميرمؤمنان على عليه السلام سخن مى گويد. به سوى مردم اشاره كرد كه «ساكت شويد!»ناگاه نفسها در سينه ها حبس شد و زنگ كاروانها از حركت ايستاد.[6]

لذا آن هنگام كه حضرت زينب به درازه كوفه رسيد در يك سخنرانى آتشين مردم را مورد خطاب قرار داده، فرمود: «انَّما مَثَلُكمْ كَمَثَلِ الَّتى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ... ؛ مَثَل شما مردم بى وفا و پيمان شكن كوفه، مثل آن زن احمق و أبله و نادانى [7]است كه ريسمان تابيده محكم خود را از هم گسيخته مى سازد.[8]،[9]

خطبۀ آتشين حضرت زينب (سلام الله عليها) ؛يادآوري پيشينۀ بي وفايي مردم كوفه

آن حضرت پس از حمد و ثناى الهى و درود بر محمد و خاندان پاكش چنين فرمود:[10] أَمّا بَعْدُ يا أَهْلَ الْكُوفَةِ، يا اهْلَ الْخَتْلِ وَالْغَدْرِ وَالْخَذْلِ وَالْمَكْر...؛[11] امّا بعد! اى كوفيان! اى نيرنگ بازان و پيمان شكنان و بى وفايان و مكر پيشه گان![12]».

بي ترديد اگر تاريخ كوفه و كوفيان و عهدشكنى ها و نفاق افكنى ها و بى وفايى ها و سستى و ضعف آنها بيشتر مطالعه كنيم، فلسفه اين سرزنشهاى تند و شديد را در مى يابيم [13]

آن حضرت سبقۀ ننگين بي وفايي مردم كوفه را به آنها گوشرد مي كند بدين معني كه شما هم با على عليه السلام بيعت كرديد و هم با نماينده امام حسين عليه السلام، مسلم بن عقيل، رشته پيمان را محكم كرديد؛ ولى هنگامى كه ابن زياد آمد، با چند وعده و وعيد و ايجاد رعب و وحشت، پيمان خود را شكستيد و معلوم شد كه تمام آن دعوت ها و بيعت ها و اعلان وفادارى ها جز حقّه بازى چيزى نبوده است، و اكنون هم با ديدن سر حسين بن على عليهما السلام گريه مى كنيد؛ هم مى كشيد و هم عزادارى مى كنيد![14]

اطلاق واژۀ« يا اهْلَ الْخَتْلِ وَالْغَدْرِ » به كوفيان از سوي حضرت زينب(سلام الله عليها) ؛از بى وفايى كوفيان نسبت به امام علي (عليه السلام)[15] و نيز بى وفايي به امام مجتبى عليه السلام كه آن حضرت را پس از هفت ماه خلافت [16]، ناگزير به صلح با معاويه كرد.[17] هم چنين از پيمان شكني كوفيان نسبت به امام حسين(عليه السلام) به گونه اي كه امام حسين عليه السلام در آخرين لحظات عمر گرانبهايش با خداى خود چنين مناجات مى كرد كه« اينان به ما نيرنگ زدند، ما را تنها گذارده، بى وفايى كردند و به كشتن ما برخاستند» حكايت دارد.[18]

ترسيم وضعيت مردم كوفه با اسلوب تشبيه در خطبۀ حضرت زينب(عليه السلام)


اين خطبه مشتمل بر مطالب نفيس و مباحث پرارزشى از علم الهى است كه در نهايت فصاحت و بلاغت و حسن اسلوب و انسجام عبارات و زيبايى بيان شده است.[19]

آن حضرت در فراز ابتدايي خطبه فرمود:«انما مثلكم كمثل التي نقضت غزلها من بعد قوه انكاثاً تتخذون ايمانكم دخلا بينكم؛مثل شما مثل آن زن احمقي است كه رشته خود را پس از تابيدن محكم، پاره پاره مي كرد. شما سوگندهاي محكم و استوار خود را براي فريب و فساد به كار مي بريد».[20]

زينب كبري(سلام الله عليها) با ترسيم وضعيت مردم كوفه با عنصرتشبيه ، نهايت فصاحت و بلاغت را بكار برده است.[21] بنابراين، حضرت زينب (سلام الله عليها) مردم كوفه را به آن زن احمق قريشي كه رشته هاي بافته شده را از هم وا مي كرد، تشبيه مي كنند كه همه اعمال نيك خود را از بين بردند.[22]

و در جاي ديگر مي فرمايد: «أو در َوْ كَمَرْعىً عَلى دِمْنَةٍ، أَوْ كَفِضَّةٍ عَلى مَلْحُودَةٍ؛ مانند سبزه اى در كنار لجنزار و نقره اى بر سر گورهاييد.»

آن حضرت در واقع به نقاط ضعف كوفيان در ريا كارى و ظاهر سازى اشاره مي كند؛لذا مردم كوفه همچون گلهاى زيبايى كه بر مزبله روئيدند داراي ريشه متعفن هستند.[23]در واقع زينب كبري(سلام الله عليها) مى خواهد اين نكته را به آنها بفهماند كه همان اصول حاكم بر جامعه جاهلى قبل از اسلام امروز در ميان آنان بار ديگر زنده شده است.[24]

توبيخ؛ شماتت و سرزنش مردم كوفه؛ سياق كلي خطبۀ حضرت زينب(سلام الله عليها)


گفتني است توبيخ، سرزنش و شماتت مردم كوفه ماهيت اصلي خطبه غرّاء و تكان دهنده حضرت زينب كبرى عليها السلام را تشكيل مي دهد ؛ پيام رسان نهضت عاشورا، مردم متمرّد كوفه را با شديدترين عتاب و سرزنش كه در نوع خود كم نظير يا بى نظير است رو به رو مى سازدوآنها را با شلّاق هاى توبيخ مى نوازد . [25]

در تبيين اين مدّعا مي توان به آن فراز ازخطبه زينب كبري (سلام الله عليها) اشاره كرد كهف فرمود :« أَلا بِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عليكم وَفِي الْعَذابِ أَنْتُمْ خالِدُونَ. ؛ براستي كه بد توشه اي براي خود پيش فرستاديد كه خشم خدا بر شماست. و براى هميشه در عذاب جهنم خواهيد ماند. ». گرچه سياق اين فراز خبري است ليكن آن حضرت فايده خبر را اراده نفرمود؛زيرا آنها خود مي دانند كه چه كرده اند و چه عواقبي در پيش دارند بلكه هدف آن حضرت از بيان اين جمله صرفاً اين است كه آنها را مورد سرزنش و توبيخ قرار دهد.[26]

آري آن حضرت كه تا ديروز داغ شش برادر و دو فرزند و دهها نفر از بستگان و اصحاب باوفاى پدرش را ديده و اكنون به صورت اسيرى به سوى شام مى رود، بايد چنان پريشان و افسرده حال و ناتوان باشد كه حتى سخن گفتن عادى خويش را فراموش كند. امّا مى بينيم همچون شيرى مى غرّد و همچون طوفانى سهمگين مى خروشد و سيلى از ملامت و سرزنش را به سوى بى وفايان كوفه سرازير مى سازد و قلوب و عواطف را تسخير مى كند.[27]

نفي تبليغات دروغين امويان


آن حضرت با استفاده از جملاتي از قبيل«...قَتْلَ سَلِيلِ خاتِمِ النُّبُوَّةِ، وَمَعْدِنِ الرِّسالَةِ، وَسَيِّدِ شَبابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ...؛ كشتن فرزند خاتم پيامبران، معدن رسالت و آن كس كه سرور جوانان اهل بهشت است...» و «أَتَدْرُونَ وَيْلَكُمْ أَيَّ كَبِدٍ لُمحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله فَرَثْتُمْ؟ وَأَيَّ عَهْدٍ نَكَثْتُمْ؟ وَأَيَّ كَرِيمَةٍ لَهُ أَبْرَزْتُمْ؟وَأَيَّ حُرْمَةٍ لَهُ هَتَكْتُمْ؟...؛ واى بر شما! آيا مى دانيد چه جگرى را از محمد صلى الله عليه و آله شكافتيد؟ و چه پيمانى را گسستيد؟ و چه حرمسراى ارزشمندى از رسول خدا صلى الله عليه و آله را آشكار كرديد (پرده نشينان حريم محمّدى را بر كوچه و بازار نشان داديد؟) و چه حرمتى را از او هتك كرديد؟»و... پرده ها را كنار مى زند و تبليغات چندين ساله بنى اميه عليه اهل بيت(عليهم السلام)را خنثى مى سازد و اسلام را از خطر بزرگى كه از سوى آنان و اعوان و انصارشان تهديد مى شد، رهايى مى بخشد.[28]

تبيين علل سستي و بي وفايي كوفيان


آن حضرت در تبيين چرايي بي هويتي كوفيان مي فرمايد:« هَلْ فِيكُمْ إِلَّا الصَّلِفُ وَالْعُجبُ وَالشَّنَفُ وَالْكَذِبُ وَمَلْقُ الْإِماءِ وَغَمْرُ الأَعْداءِ؛ در ميان شما جز لاف زدن، خودپسندى، دشمنى، دروغ، تملّق و چاپلوسىِ كنيزكان، و كينه توزىِ دشمنان نيست»[29]

در تحليل اين فراز از گفتار زينب(سلام الله عليها) بايد گفت؛ ساختمان هر چند محكم و مجلّل باشد، در قلّه ها و دامنه هاى كوه آتشفشان، همواره در معرض ويرانى و سوختن و خاكستر شدن است. از طرف ديگر درون آدمى بدون ساختمان معقول شخصيت، پايدار نبوده و وجود انسان را به متلاشى شدن تهديد مى كند. حال غرائز را كه همانند مواد درونى كوه آتشفشان است و شخصيت را تهديد مى كند. بايد مهار كرد؛با توانائى و آزادى براى بناى شخصيت، نه تنها غرايز طبيعى محكوم به حذف و نابودى نمى گردند؛ بلكه خود غرايز بهترين و ضرورى ترين مواد در ساختمان مزبور، مورد بهره بردارى قرار مى گيرند. به راستي كدام مكتب و كدامين متفكّر انسان شناس است كه بتواند حياتى بودن غريزه صيانت نفس را كه زيربناى شخصيت است، منكر شود؟[30]حال آنكه مردم بى وفا و ضعيف الايمان كوفه با تبعيت از هوي نفس اينگونه دست از يارى امام عليه السلام برداشته، و مانع عملى شدن هدف مقدّس امام حسين عليه السلام شدند.[31]

نفرين حضرت زينب( ع)به كوفيان

مردم كوفه از امام حسين عليه السلام براى تشكيل حكومت حق و مبارزه با غاصبان حكومت دعوت كردند؛ ليكن آن حضرت با پيمان شكنى و سستى و بى وفايى آنها روبرو شد لذا استحقاق لعن و عذاب الهي شدند؛[32]از اين رو حضرت زينب (سلام الله عليها) در آن خطبه غرّاء فرمود:«فَتَعْساً تَعْساً، وَنُكْساً نُكْساً، لَقَدْ خابَ السَّعْيُ، وَتَبَّتِ الْأَيْدِي، وَخَسِرَتِ الصَّفْقَةُ، وَبُؤْتُمْ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ، وَ ضُرِبَتْ عَلَيْكُمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ؛ نابود شويد نابود! واژگون باد (پرچم تان) واژگون! تلاشهايتان تباه، دستهايتان بريده و كالايتان (در بازار اين جهان) گرفتار خسارت باد؛ شما به خشم خدا گرفتار گشته و خوارى و بيچارگى بر شما حتمى شد!».[33]

گفتني است از بسيارى از روايات اسلامى مدح كوفه استفاده مى شود، از جمله در حديثى از امير مؤمنان على عليه السّلام مى خوانيم كه فرمود: هذه مدينتنا و محلّتنا و مقرّ شيعتنا»، «اينجا شهر ما، محلّه ما و كانون شيعيان ماست».[34] و در حديث ديگرى از امام صادق عليه السّلام مى خوانيم كه در باره كوفه دعا مى فرمود و عرض كرد: «اللّهمّ ارم من رماها و عاد من عاداها!»، «خداوندا آن كس كه كوفه را هدف تيرهاى خود قرار دهد هدف قرار ده و آن كس كه با آن دشمنى كند با او دشمنى كن».[35]

ليكن بايد دانست اگر چه كوفه ذاتا مركز مقدّسى بود، و مردم شريفى از شيعيان خالص و وفادار به اهل بيت عليه السّلام با ايمان و تقوى در آن مى زيستند[36]ولى بر اثر سيطره بنى أميه بر آن و فرستادن جاسوسان و مأموران خشن و ناپاك خويش، و دادن زمام امور به دست اين گونه افراد و بخشش بيت المال به نااهلان، فضاى كوفه را آلوده و مسموم ساختند، و بسيارى از مردم را از آيين تقوى و پاكى منحرف كردند. اگر از كوفه مدح شده به خاطر قداست ذاتى مردم آنجا است و اگر مذمّت شده به خاطر آلودگى هايى است كه بر اثر حكومت بنى أميه پيدا كرد.[37]

سخن آخر


كسانى كه با ادبيّات عرب آشنا هستند، درمى يابند كه اين خطبه چقدر ارزشمند است.[38]آيا با هيچ قلم و بيانى ممكن است ارزش و عظمت اين سخنان را ترسيم كرد؟ به يقين اين سخنان زبان به زبان گشت و سراسر كوفه را فرا گرفت و به بيرون آن نيز منتقل شد و تأثير خود را در داورى مردم درباره عظمت خاندان على عليه السلام و خباثت دشمنان آن گذاشت و بار ديگر بذر انقلاب را بر ضد آل اميه در همه جا پاشيد.[39]

به عقيده ما حضرت زينب عليها السلام از بازار آشفته كوفه دست گشود و پايه هاى تخت و تاج حكومت يزيد را در شام به لرزه درآورد و مقدّمه سرنگونى بنى اميّه و انقلاب ها و شورش هاى بعدى را فراهم كرد.[40]

[1] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص34.

[2] همان ؛ ص82.

[3] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 8 ؛ ص528.

[4] زهرا (سلام الله عليها) برترين بانوى جهان ؛ ص142.

[5] در ملهوف( لهوف) نام او« بشير بن خزيم اسدى» ذكر شده است.

[6] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص561.

[7] مثالهاى زيباى قرآن ؛ ج 1 ؛ ص372.

[8] به نقل از كتاب« امام حسن و امام حسين عليهما السلام» تأليف علّامه سيّد محسن امين عاملى، ص 256.

[9] مثالهاى زيباى قرآن، ج 1، ص 373.

[10] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص561.

[11] همان.

[12] همان ؛ ص562.

[13] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 2 ؛ ص162.

[14] مثالهاى زيباى قرآن، ج 1، ص 373.

[15] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 14 ؛ ص291.

[16] اسد الغابة، ج 2، ص 13؛ تاريخ ابن عساكر، ج 13، ص 261.

[17] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص158.

[18] همان ؛ ص529.

[19] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 7 ؛ ص192.

[20] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص561.

[21] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 5 ؛ ص70.

[22] همان ؛ ج 1 ؛ ص365.

[23] همان ؛ ج 5 ؛ ص477.

[24] همان.

[25] همان ؛ ج 4 ؛ ص291.

[26] تفسير نمونه ؛ ج 8 ؛ ص50.

[27] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص565.

[28] همان ؛ ص571.

[29] همان؛562.

[30] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقين) ؛ ج 1 ؛ ص356.

[31] اهداف قيام حسينى ؛ ص89.

[32] پيام قرآن ؛ ج 10 ؛ ص5.

[33] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص562

[34] شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد، ج 3، ص 198.

[35] پيام امام امير المومنين عليه السلام ؛ ج 2 ؛ ص530.

[36] همان.

[37] همان؛ص 531.

[38] مثالهاى زيباى قرآن، ج 1، ص 373.

[39] عاشورا ريشه ها، انگيزه ها، رويدادها، پيامدها ؛ ص579.

[40] مثالهاى زيباى قرآن، ج 1، ص: 373.

/۱۳۲۳/ ۱۰۳/ص

برچسب ها:حضرت زينب - كوفه


نظرات
    فــــرم ورود اطلاعات:
    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    پست الکترونيک:
    با استفاده از آدرس پست الکترونيک با ما در ارتباط باشيد
    نظرات:

    کد:

    لطفا چند لحظه صبر کنيد...
    نام شما:
    نام گیرنده:
    پست الکترونيک گیرنده:

    موضوع: