العربیه| چهارشنبه|30 آبان 1397|12 ربیع الاول 1440

نشست علمي «تحليل روايات شيوه برخورد امام زمان(عج) با حرمين شريفين و اهل آن» برگزار شد

تاريخ انتشار:28/10/1396
عضو گروه پژوهشكده حج و زيارت با اشاره چگونگي پاسخ به شبهه تخريب كعبه به دست امام زمان(عج) به وجود آمدن برخي از شبهات را ناشي از عدم توجه به معاني روايات دانست.
چگونگي پاسخ به شبهه تخريب مسجدالحرام از سوي امام زمان(عج)

نشست علمي نقد و بررسي و تحليل روايات شيوه برخورد امام زمان(عج) با حرمين شريفين و اهل آن روز چهارشنبه ، 27 دي ماه 1396 در سالن نشست هاي علمي پژوهشكده حج و زيارت برگزار شد.

حجت الاسلام جواد جعفري عضو گروه كلام و معارف پژوهشكده حج و زيارت كه به عنوان ارائه دهنده بحث در اين نشست حضور داشت با اشاره به شبهه اول يعني تخريب مسجد الحرام، مسجد النبي و كعبه اظهار داشت: جريان انهدام و بازسازي كعبه را پيش از شيعه و امام صادق(ع) اهل تسنن از پيامبر گرامي اسلام(ص) نقل كرده‌اند.

وي افزود: اين جريان در چهار كتاب از صحاح سته (بخاري، مسلم، نسائي و ابن ماجه) آمده است به علاوه احمد، مالك و شافعي نقل كرده‌اند، يعني شكي در صحت سند و شهرت آن نيست و در اين باره تعبيرات زيادي در روايات آمده كه اين مسأله را تأييد مي كند.

حجت الاسلام جعفري با بيان اين كه اين حديث مي‌توانست دست‌آويز مناسبي براي دانشمندان شيعه باشد، اظهاركرد: شيعه مي توانست به استناد آن درباره طرح‌هاي پنهاني و دسيسه‌هاي شوم اهل سنت براي تخريب خانه كعبه و هدم شريعت اسلام داستان‌سرايي كند اما تقوا و انصاف دانشمندان شيعي آنها را از اين قضاوت‌هاي عجولانه و ناعادلانه بر حذر داشته است.

وي ادامه داد: حال اگر طبق روايات شيعه امام مهدي موعود نواده گرامي پيامبر گرامي اسلام(ص) اين آرزو را عملي خواهد ساخت و تخريب خانه كعبه نه به هدف هدم نمادهاي اسلامي كه براي عمل كردن به خواسته قبلي پيامبر گرامي اسلام انجام مي‌گيرد شريعت جديد محسوب مي‌شود آيا وهابيان با اين اشكال به ابن عباس و ابن زبير چه مي‌گويند؟

ايشان در پاسخ مسأله تخريب مسجد الحرام و مسجد النبي يادآور شد: البته پاسخ در مورد مسجد آسان است زيرا توسعه مسجد نزد همه جايز بلكه مطلوب است و دليل ويژه نمي‌خواهد؛ در روايات اهل سنت به مساحت مسجدالحرام در دوران حضرت ابراهيم(ع) اشاره نشده اما روايتي در منابع شيعي وجود دارد كه مسجد را آن زمان ما بين صفا و مروه را شامل مي‌شده است.

وي تأكيد كرد: احاديث ديگري سخن قفاري را نقض مي‌كند و نشان مي‌دهد كه ادعاي جعل اين احاديث توسط عالمان شيعه به هدف انهدام بنيان شريعت، بي‌اساس و ساخته و پرداخته ذهن مشوش وي است.

حجت الاسلام جعفري با بيان اين كه اين احاديث در كنار تخريب خانه كعبه و مسجدالنبي از تخريب مسجد كوفه نيز سخن مي‌گويند، اظهار داشت: مسجد كوفه بيش از آن‌كه اهل‌سنت به آن توجه نمايند، مورد تكريم و بزرگ‌داشت شيعيان است و از اين‌رو، نمادي شيعي محسوب مي‌شود، با وجود اين، اگر شيعيان اين روايات را به انگيزه دشمني با شريعت اسلام جعل كرده باشند، طبيعتاً نبايد تخريب مسجد كوفه را به اين احاديث اضافه نمايند يعني قفاري بايد پاسخ دهد كه ذكر مسجد كوفه چگونه با فرض وي قابل تطبيق است.

وي در ادامه با طرح شبهه دوم يعني كشتن عرب از سوي امام زمان(عج) عنوان كرد: در اين باره رواياتي وارد شده كه پيش از ورود به پاسخ بايد توجه داشت كه در روايت اول سخني از امام مهدي(عج) و اقدام وي وجود ندارد؛ امام صادق(ع) مي‌فرمايد در تعامل با عرب‌ها ما ديگر راهي جز برخورد نداريم؛ اما اين حديث را تفسير كردن به برخورد و اقدام امام مهدي(عج) دليلي در خود روايت ندارد.

حجت الاسلام جعفري تصريح كرد: در پاسخ بايد كفت: اي كاش وهابي‌ها پيش از داستان‌سرايي درباره دشمني فارسي‌زبانان با عرب‌زبانان، اندكي به منابع اهل‌سنت مراجعه مي‌كردند تا عجولانه اين احاديث را ساخته و پرداخته شيعيان فارسي‌زبان نمي‌خوانند، به نزاع‌هاي نژادي و قوميتي دامن نمي‌زدند.

وي افزود: در حديثي ديگر پيامبر گرامي اسلام(ص) به كشته شدن عرب ها به دست اهل مشرق اشاره مي‌فرمايد؛ اين حديث نيز در كتاب‌هاي متعددي نقل شده است، سند اين حديث را برخي ضعيف و برخي معتبر دانسته‌اند.

شبهه تخريب كعبه به دست امام‌زمان چگونه پاسخ داده مي‌شود؟

بنابراين گزارش، حجت الاسلام محمدسعيد نجاتي عضو گروه تاريخ و سيره پژوهشكده حج و زيارت كه به عنوان ناقد در اين نشست علمي حضور داشت، دفاع از حريم تشيع، مرابطه و هوشياري در كنار احساس مسئوليت نسبت به شبهه هاي جامعه، احياي امر امام و توجه به منابع اهل سنت و تتبع خوب در بحث از نكات مثبت در اين مقاله برشمرد.

وي در ادامه با اشاره به اشكالي در عنوان طرح شده ابراز داشت: برخي از شبهات وهابيان درباره برخورد امام زمان با حرمين شريفين مركزيت دادن به حرمين به عنوان مبدا ظهور، تحقق برخي از نشانه هاي حتمي در حرمين و حجاز مانند قتل نفس زكيه و خسف بيداء و تصرف و استقرار اوليه نيروهاي امام در حرمين است.

ايشان با اشاره به رعايت نشدن اولويت ها در پاسخ به شبهات، عنوان داشت: ترتيب پاسخ به شبهات به اين صورت است كه ابتدا بايد ريشه يابي شبهه و شناخت منشأ آن مشخص شود (مثلا غفلت وهابيت از اهل بيت رفتارهاي افراط گرايان شيعه يا سنيي) و در ادامه تعيين هدف براي پاسخ به شبهه داشته باشيم كه همه اين ها در كنار ايجاد هم گرايي و هم نوايي با مخاطب با ذكر نقاط مشترك ميان متكلم و مخاطب است.

وي تأكيد كرد: اشكالي به رويكرد موجود در مهدويت نيز وجود دارد و آن اعتبار دادن به اخبار آحاد در اعتقاديات و كم توجهي به رويكرد تمثيلي برخي از روايات است.

حجت الاسلام نجاتي با انتقاد از اعتبار دادن به اخبار آحاد در اعتقاديات عنوان داشت: پيش از نقل آراء مخالفان و موافقان در موضوع بحث، پيش‏فرض‏هاي مورد قبول در نزد اكثر قريب به اتفاق اصوليان بازگو مي‏شود تا زمينة تأمّل بيشتر در مباني آراء و اقوال متفاوت و داوري در مورد آنها فراهم شود.

وي در ادامه با اشاره به ديدگاه اهل سنت در اين باره يادآور شد: عالمان اهل ‏سنّت بي‏آنكه تفاوتي بين اخبار آحاد فقهي و غيرفقهي بگذارند، همه روايات منقول از افراد ثقه و مورد اطمينان را كه اصطلاحا «خبر صحيح» ناميده مي‏شود ـ معتبر و حجّت مي‏دانند و عمل و انديشه خود را بر آن اساس تنظيم مي‏كنند.

عضو گروه تاريخ پژوهشكده حج و زيارت در ادامه با طرح اشكالاتي به برخي از پاسخ ها نيز خاطرنشان ساخت: در ارتباط با شبهه تخريب كعبه و مسجد الحرام روش پاسخ اكتفا به پيدا كردن شبهه دركتب شيعه و انتقال به جواب نقضي بود در حاليكه اصلا سخن از هدم به معناي تخريب نيست بلكه سخن از بازسازي و بازگرداندن به جايگاه اصلي است.

وي اضافه كرد: ثانيا با رواياتي كه در شيعه درباره توسعه مسجدالحرام است در تعارض است، مگر اينكه بپذيريم توسعه اي بيش از حد مشخص شده وجود دارد وامام آن را به حد ابراهيمي بر مي گرداند و ديگر آن كه روايات مستند شده به غير از يك روايت ضعف سندي روشن دارند.

حجت الاسلام نجاتي در نقد پاسخ شبهه دوم و سوم خاطرنشان ساخت: چرا خونريزي را به عنوان اصل اولي قيام مهدوي مي پذيريم؟ آيا امام عصر از سنت رسول الله و ائمه ديگر پيروي نمي كند؟ اين تعبير شايد اظهر در كشتن ما باشد و در اينكه عرب ما را مي كشد نه ما عرب را، ثانيا عرب و قريش در اين روايات بسيار محتمل و قابل صدق بر بني اميه و دشمنان اهل بيت است چرا كه بني اميه عصبيت عربي را ملاك اقتدار قرار داده بود و با آن مي جنگيد.