لوگو
يكشنبه 18 بهمن 1394 | 28 ربيع الثاني 1437
امروزپنجشنبه28 تير 1397 هجري شمسيبرابر با06 ذی القعده 1439 هجري قمريو19 July 2018 ميلادي|11:53 PM

تاریخ قمري

  • رحلت آيت الله ميرزا ابوالحسن جلوه در سال 1314 هجري قمري
      خلاصه اي از زندگي اين بزرگ مرد عرصه دين و دانش:
      ولادت:
      "سيد محمد مظهر" پدر "جلوه" از شعرا و حكماى دوره قاجاريه است كه براى تكميل دانسته هاى طبى و ادبى خويش راهى هندوستان گرديد و مدتها در اين سرزمين اقامت داشت و در سال 1238 هجري قمري در احمد آباد گجرات هند صاحب فرزندى شد كه او را ابوالحسن ناميد، همان شخصى كه بعدها به ميرزا ابوالحسن جلوه مشهور گرديد.
      "مظهر" به تقاضاى برادرش مير محمد حسين دوم كه انسانى فاضل و پروا پيشه بود همراه خانواده از هند به اصفهان آمد و غالبا در مولد و موطن خود يعنى زواره اقامت داشت تا آنكه به سال 1252 هجري قمري در اين شهر دار فانى را وداع گفت و در جلوي بقعه پدرش - فقيه نامدار مير محمد صادق طباطبايى مدفون گرديد. در اين هنگام جلوه دوران نوجوانى را سپرى مى نمود و چهارده سال داشت . او تحصيلات مقدماتى، قرائت و ادبيات فارسى و بخشى از علوم عربى و حتى خط و كتابت را در زواره فرا گرفت و با وجود آنكه در اين دوران از دست دادن پدر روانش را آزرده ساخته بود از كسب دانش دست بر نداشت.
      تحصيلات:
      آن عنصر سخت كوش با وجود آنكه امكاناتى نداشت به منظور پيگيرى تحصيلات، موطن خود را به قصد اصفهان ترك گفت . مدرسه اى كه حكيم جلوه در آن اقامت گزيد از بناهاى امير محمد مهدى معروف به حكيم الملك (از نوادگان سيد روح الله طباطبائى اردستانى) است .در اين حال شوق تحصيل، تفكر و تحقيق در سراپاى وجود جلوه موج مى زد و طبع حقيقت جوي او با انديشه هاى دينى بخصوص افكار فلسفى و عرفانى آشنا گرديد. چنانچه خود مى نويسد : "چون فطرتها در ميل به علوم مختلف است خاطر من ميل به علوم عقليه كرد و در تحصيل علوم معقول از الهى و طبيعى و رياضى اوقاتى صرف كردم."
      جلوه در اصفهان از محضر علمايى چون ميرزا حسن نورى، ميرزا حسن چينى و ملا عبد الجواد تونى خراسانى بهره برد و اصولا در پيمودن طريق حكمت به موازات شركت در دروس اين اساتيد مطالعات شخصى داشت و در اين راه آنى نياسود و در بحثهاى فلسفى و عرفانى با طلاب كاملا موافق بود.
      در سال 1273 هجري قمري در حالى كه جلوه 35 بهار را پشت سر نهاده بود اصفهان را ترك كرد و به قصد تهران عزيمت نمود . مدرسه اى كه در تهران جلوه به منظور اقامت در آن برگزيد دارالشفا نام داشت كه نخست به دستور فتحعلى شاه براى بيمارستان ساخته شد ولى بعدها به صورت مدرسه در آمد.
      جلوه در اين مدرسه به مدت 41 سال به تدريس حكمت و فلسفه و رياضيات مشغول بود و در عصر نامبرده آقا محمد رضا قمشه اى و آقا على مدرسى و جلوه سه استاد كامل فلسفه و حكمت به شمار مى رفتند كه كاروانى از دانشوران و مشتاقان معرفت از حوزه تدريس آنان استفاده مى كردند و با رحلت آن دو حكيم در دوره ناصرى علوم عقلى به مجلس درس جلوه انحصار يافت و بعد از حاج ملا هادى سبزوارى، در مكتب وى فلسفه جان تازه اى يافت . او در گوشه اين مدرسه پارسا و بى پيرايه، فروتن و انديشمند مى زيست و مى كوشيد تا جانهاى تاريك را به نور حكمت روشن كند . فارغ از نام و نشان زندگى زاهدانه اى را مى گذراند و در حدود نيم قرن پرتويى از انديشه هاى خود را در اختيار شاگردانى قرار داد كه خود بعدها در عصر خويش دانشوران مشهورى به حساب مي آمدند.
      شاگردان:
      حكيم جلوه طى نيم قرن تدريس شاگردان زيادى را تربيت كرد كه برجسته ترين آنان به شرح ذيل مي باشند:
      1 ـ ميرزا محمد طاهر تنكابنى 2 ـ ميرزا محمد على شاه آبادى 3 ـ آقا سيد حسين بادكوبه‌اى 4 ـ ملا محمد آملى 5 ـ ميرزا حسن كرمانشاهى
      تأليفات:
      اهم آثار ايشان به شرح زير است :
    1 ـ حاشيه بر شفاء
    2 ـ حواشى بر كتاب اسفار ملا صدرا
    3 ـ اثبات الحركه الجوهريه كه رساله اى است به زبان عربى درباره اثبات اين مطلب كه حركت علاوه بر اعراض در جوهر نيز وجود دارد.
    4 ـ رساله اى در بيان ربط حادث به قديم كه در حواشى شرح هدايه ملا صدرا در تهران چاپ شده است .
    5 ـ حواشى بر مشاعر ملا صدرا كه به انضمام رساله عرشيه ملا صدرا در تهران طبع گرديده است .
    6 ـ حواشى بر مبداء و معاد ملا صدرا (نشر يافته در سال 1313 هجري قمري)
    7 ـ رساله اى در تركيب و احكام آن
    8 ـ رساله در وجود و اقسام آن كه تقرير جلوه و تحرير شاگردش حاج سيد عباس شاهرودى مى باشد.
    9 ـ حاشيه بر شرح هدايه الاثيريه ابهرى (متوفاى 660هجري قمري)
    10 ـ تعليقه بر رساله درة الفاخر، نسخه اى از اين تعليقه به خط نستعليق سيد عباس شاهرودى مذكور كه در سال 1306هجري قمري تأليف شده در كتابخانه آستان قدس رضوى موجود است .
    11 ـ حاشيه بر شرح ملخص چغمينى
    12 ـ تعليقات بر مقدمه شرح فصوص قيصرى
    13 ـ حاشيه بر شرح منظومه حاج ملا هادى سبزوارى كه نسخه مخطوطى از آن در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى ضبط است .
    14 ـ جسم تعليمى،رساله اى است در حكمت كه سيد على اكبر طباطبايى در شعبان 1311هجري قمري آن را به خط شكسته نستعليق نوشته است .
    15 ـ وجود الصور النوعيه كه رساله اى است در فلسفه و طى آن جلوه اثبات مى كند كه صور نوعيه در اجسام،جوهر و موجود مى باشد .
    16 ـ انتزاع مفهوم واحد، كه در آن انتزاع مفهوم واحد را از حقايق متباينه مورد بحث قرار داده است .
    17 ـ القضيه المهمله هى القضيه الطبيعيه كه موضوع آن در منطق است و در اين رساله از طريق استدلال ثابت شده است كه قضيه مهمله همان قضيه طبيعيه مى باشد .
    18 ـ بيان استجابت دعا، در آغاز اين رساله جلوه ماهيت را بر سه قسم تقسيم كرده و دعا را از قسم دوم مى داند و موثرترين وسيله استجابت آن را شناخت كامل پروردگار دانسته است .
    19 ـ ديوان جلوه
      خصوصيات اخلاقى:
      ايشان اندامى تكيده و نحيف اما قامتى بلند داشت و هاله اى از روحانيت بر سيماى پر جذبه اش پرتو افكنده بود . نگاه نافذش كه اغلب آكنده از محبت و آميخته با وقار و شكوه بود افراد را جلب مى كرد . با وجود تواضع و وارستگى هيبتى داشت كه سبب مى شد مردم به ديده احترام او را نگريسته، تكريمش كنند. با وجود آنكه حكيمى برجسته بود و از نظر علمى مقام والايى داشت هر كس او را مى ديد كوچك ترين نشانه اى از برترى طلبى و تشخص در وى نمى يافت . خوش برخورد و شيرين گفتار و كم مراوده بود. در برخورد با افراد به مصداق "كلم الناس على قدر عقولهم " به تناسب با آنها عمل مى كرد به نحوى كه وقتى از او جدا مى شدند شادمان و مسرور به نظر مى رسيدند .
      وفات:
      يكى از شاگردانش ميگويد، در شب جمعه ششم ذيقعده 1314 هجري قمري كه شب وفاتش بود هنگام خواب پدرم را خواست . پدرم تا نماز مغرب گزارد و به بالين او رفت از حال رفته بود و توانايى سخن گفتن نداشت . قدرى با طرف چشم و نوك زبان الحاح و تضرع كرد و جان شيرين به بخشاينده جان‌ها تسليم كرد .
      صبح آن روز جنازه را به مسجد ميرزا مولا كه در آن نزديكى است بردند و از آنجا طى تشييع با شكوهى كه جمعى از حكما و دانشوران تهرانى حضور داشتند وى را درمقبره ابن بابويه دفن نمودند.
  • درگذشت «ابُوالعَبّاس احمدِ بن سَعدِ غَسّاني» در سال 750 هجري قمري
      «ابُوالعَبّاس احمدِ بن سَعدِ غَسّاني» نحوي، اديب و عالم بزرگ آندلسي در سال 750 قمري در گذشت. غسّاني پيش از سفر به مصر، قرائت و ادبيات عرب را در زادگاهش آندلس آموخت؛ بعد به دمشق رفت و رياست جامع اموي را به عهده گرفت. غسّاني در همين ايام به نسخه برداري از كتابها و آثار دانشمندان بزرگ نيز مشغول شد. ابوالعباس تا پايان عمر در دمشق به سر برد و سرانجام در همين شهر درگذشت. تنها اثر باقي مانده از غّساني «عمدة العلماء الاخيار في تحرير علوم الاخيار» نام دارد كه نسخه اي از آن در كتابخانه ملك تهران نگهداري مي شود.
  • درگذشت آيت الله ميرزا صادق مجتهد تبريزي در سال 1351 هجري قمري
      آيت الله ميرزا صادق مجتهد تبريزي حكيم و اديب معاصر ايران در سال 1351 هجري قمري ديده از جهان فروبست. وي در سال 1274 هجري قمري در تبريز ديده به جهان گشود و از همان كودكي آثار نبوغ و استعداد در وي هويدا شد . از اين رو عازم نجف شد و علوم ديني را در حوزه علميه آن شهر آموخت. از آيت الله مجتهد تبريزي كتابهايي چون «الصَلاة؛ وسِيلَةُ النّجاة و رساله اي در مشتقات» به يادگار مانده است.

تاریخ شمسی


    تاریخ ميلادی