لوگو
يكشنبه 18 بهمن 1394 | 28 ربيع الثاني 1437
امروزچهارشنبه04 مرداد 1396 هجري شمسيبرابر با02 ذی القعده 1438 هجري قمريو26 July 2017 ميلادي|7:06 PM

تاریخ قمري

  • اعدام شلمغاني كذاب ملعون در عصر غيبت صغري در سال 322 هجري قمري
      در ايام غيبت صغري، به خاطر عدم دسترسي مستقيم شيعيان با امامشان حضرت حجه بن الحسن العسكري (ع)، عده اي از منحرفان و كژ انديشان در صدد انحراف مردم ساده و كم بنيه برآمده و با ترفندهاي گوناگون از احساسات آنان بهرهايي يافته و به فتنه گري پرداختند.
      افرادي چون ابومحمد شريعي، محمد بن نصير نميري، احمد بن هلال كرخي، محمد بن علي بلالي و محمد بن علي شلمغاني، از آناني بودند كه با ادعاهاي واهي و دروغين و غلو كردن درباره امامان معصوم (ع) و نسبت دادن مقام الوهيت به آنان و ايجاد ترديد و شبهه در ميان شيعيان، آسيب هاي فراواني به پيراون مكتب اهل بيت (ع) وارد ساختند.
      ابوجعفر محمد بن علي شلمغاني، معروف به "ابن أبي عزاقر"، معروفترين آنان بود. وي از اهالي "شلمغان"، واقع در ناحيه "واسط" در بخش جنوبي عراق بود و يكي از نويسندگان و علماي مذهب شيعه در ايام غيبت صغري به شمار مي آمد و به خاطر نزديكي به ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي، نايب سوم امام زمان (ع) و معرفي شلمغاني توسط وي در ميان طايفه "بني بسطام"، مقام والايي يافته بود و كتاب هاي متعددي مانند: البرهان و التوحيد، البدا و المشيه، نظم القرآن، الامامة، التسليم، الأنوار، المعارف، الايضاح، المباهله، التكليف، ماهية العصمة و غيرها به رشته تحرير درآورد و روايات فراواني درباره امامان معصوم (ع) و احكام فقهي شيعه نقل كرد. ولي به تدريج در كمند خودخواهي، غرور و نخوت گرفتار آمد و پيروي شيطان رجيم را پيشه خود كرد و آرا و عقايد باطل را در نوشته ها و گفته هاي خود وارد ساخت و پيروان و مريدان خويش را به انحراف و كژانديشي سوق داد.
      وي به خاطر مقبول و مشروع جلوه دادن افكار شيطاني خويش، هر چيزي را بيان مي كرد، به حسين بن روح نوبختي نسبت مي داد و از قول وي منتشر مي نمود و بدين جهت، اهالي بسطام و ساير پيروانش از او مي پذيرفتند و جزءِ عقايد ديني خويش مي پنداشتند.
      شلمغاني، به دروغ، ادعاي نيابت امام زمان (ع) نمود و مي گفت، كه روح خدا در جسم او حلول كرده و خود را "روح القدس" مي ناميد و براي پيروانش كتابي بنام "الحاسة السادسة" [حس ششم] تأليف كرد و در آن به برداشته شدن شريعت و مباح بودن لواط تصريح نمود.
      هم چنين مدعي الوهيت شد و مي گفت، كه مردگان را زنده مي كند و قائل به تناسخ ارواح و حلول آن ها شد.
      شيخ ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي، به عنوان نايب منصوص و منصوب امام زمان (ع)، در برابر انحرافات و كفر گويي هاي اين مرتد مردم فريب، احساس مسئوليت سنگيني مي نمود و بدين جهت در مقابل وي، عكس العمل نشان داد و پندارهاي وي را باطل اعلام كرد و چون نتيجه اي از اين نگرفت، كلاً وي را طرد و شيعيان را از پيروي و نزديكي وي بر حذر داشت. تا اين كه توقيعي از ناحيه مقدسه بيرون آمد و با صراحت تمام، وي را مورد لعن و نفرين قرار داد. در اين توقيع مقدس، امام زمان (ع) از شلمغاني، با اين عبارت ياد كرد: المخذول الضال المضل، المعروف بالعزا قري لعنه الله …
      از آن پس، حسين بن روح نوبختي به تمام بزرگان، مبلغان و دانشمندان شيعه اعلام كرد، كه از شلمغاني برائت بجويند و وي را مورد لعن و نفرين قرار دهند.
      راضي بالله [بيستمين خليفه عباسي] كه از ناخرسندي علما و فقهاي شيعه و اهل سنت نسبت به افكار شرك آلود شلمغاني با خبر بود و از اين جهت، تحت فشار آنان قرار داشت، دستور دستگيري و اعدام وي را صادر كرد.
      سرانجام، شلمغاني را به همراه ابراهيم بن ابي عون به دار آويزان و دست و پاي آن دو را قطع كرده و به سزاي كردارشان رسانيدند و سپس جنازه آنان را سوزانيده و خاكسترشان را در رود دجله ريختند.
      شيخ طوسي (ره) اين واقعه را در روز 29 ذي قعده سال 322 قمري ذكر كرده ولي برخي از مورخان، آن را در اول ذي قعده و برخي ديگر در دوم ذي قعده سال 322 قمري بيان نموده اند.
  • درگذشت اِبن خُزَيمه عالم شافعي مذهب در سال 311 هجري قمري
      «اِبن خُزَيمه» عالم شافعي مذهب در سال 311 هجري قمري درگذشت. ابوبكر محمد بن اسحاق سُلَّمي در سال 123 هجري قمري در نيشابور بدنيا آمد. ابن خزيمه براي تحصيل سفري نسبتاً طولاني را از مرو و مرو رود آغاز كرد و به سرزمينهايي چون شام، مصر، عربستان، اسكندريه و قاهره رفت. حاصل سفرهاي او گرد‎آوري احاديث متعدد از مشايخ بسيار و آموختن فقه بود. بنابر مدارك موجود در منابع، فقه ابن خزيمه نزديكي فراوان با فقه شافعي دارد؛ از اين رو او را شافعي مذهب ذكر كرده ‎اند. از مهمترين آثار ابن خزيمه كتاب صحيح است كه مؤلف در مقدمه اين اثر نام ديگر تأليفات خود را ذكر كرده است.
  • درگذشت «ميرخواند بلخي» از برجسته ‎ترين مورخان ايراني در سال 903 هجري قمري
      «ميرخواند بلخي» از برجسته ‎ترين مورخان ايراني و از نويسندگان تواناي زبان فارسي در سال 903 هجري قمري بدرود حيات گفت. محمّد بن سيد برهان الدين خاوَند معروف به ميرخواند در جواني به هرات رفت و مورد توجه خاص امير علي شاه نوايي اديب برجسته عصر قرار گرفت. ميرخواند در همين ايام تاريخ مشهور و ارزشمند خود "رَوضَةُ الصَّفا في سيرَةِ الاَنبياءِ و المُلُوك و الخُلَفاء" را نوشت. در اين اثر گرانقدر تاريخي، وقايع جهان از آغاز خلقت تا عصر حكومت سلطان حسين بايقَرا شرح داده شده است.
      ويژگي كتاب روضة الصفا كه در نوع خود بي نظير است جامعيت آن از نظر شرح حوادث تاريخي دوره ياد شده و صحّت مطالب تاريخي مندرج در آن است. ميرخواند در 63 سالگي زماني كه به تدوين پايان اين اثر مشغول بود، با زندگي وداع كرد. وي تاريخ نويسي را بصورت اصل سومي از ادبيات مطرح و ارائه كرد. نَسَب ميرخواند به زيد بن علي بن حسين (ع) مي‎رسيد و دانش فراوان او در فقه و فلسفه اسلامي او را به منزله دانشمندي مسلمان جلوه گر ساخته بود كه در زمان خود كمتر كسي توانايي علمي برابري با او را داشت.
      

تاریخ شمسی


    تاریخ ميلادی