العربیه| یکشنبه|30 تير 1398|18 ذی القعده 1440

ثُوَيبه

ثُوَيبه: دايه پيامبر(ص)
ثويبه، كنيز ابولهب بن عبدالمطلب بود.[1]از اصل و نسب و همسرش گزارشي در دست نيست. هنگامي كه رسول خدا(ص)زاده شد، سه[2]يا هفت[3]روز از مادرش حضرت آمنه3 شير نوشيد و سپس ثويبه نخستين كسي بود كه چند روز ايشان را با شير فرزندش مسروح شير داد.[4]بر پايه سخن مشهور، مدت شير خوردن ايشان از ثويبه چند روز بيشتر نبوده است.[5]در گزارشي نيز اين مدت چهار ماه ياد شده است.[6]
آورده‌اند كه ثويبه پيش از رسول خدا(ص)به حمزه[7]عموي ايشان شير داده بود. از اين رو، هنگامي كه دختر حمزه را براي تزويج به پيامبر(ص)پيشنهاد كردند، ايشان او را بر خود حلال ندانست.[8]ثويبه پس از او نيز به ابو سلمة بن عبدالاسد بن هلال مخزومي، پسر عمه پيامبر(ص)از بره دختر عبدالمطلب[9]و عبدالله بن جحش، پسر عمه پيامبر[10]و جعفر بن ابي‌‌طالب[11]شير داده بود. بدين دليل، اين چهار تن برادران رضاعي پيامبر(ص)به شمار آمده‌اند كه جز جعفر، سه تن از آن‌ها در غزوه احد حضور داشتند و حمزه و عبدالله به شهادت رسيدند.[12]
منابع در اين زمينه كه ثويبه در حال آزادي يا بردگي، رسول خدا(ص)را شير داده و نيز در اصل اين ماجرا تفاوت ديدگاه دارند. عروة بن زبير، آزادي ثويبه را پيش از شيردهي به پيامبر(ص)دانسته است. برخي آزادي او را به دليل بشارت ولادت پيامبر(ص)به ابولهب دانسته‌اند.[13]در برابر، گزارشي از تلاش خديجه(س)براي آزادي ثويبه حكايت دارد كه به نتيجه نرسيده است.[14]ابن حجر نيز آزادي او را پيش از هجرت دانسته است.[15]
ثويبه همواره مورد احترام پيامبر(ص)و خديجه(س)بود. رسول خدا(ص)تا هنگامي كه در مكه بود، ثويبه را ياري مي‌كرد.[16]پس از هجرت نيز براي او هديه و صله، مانند لباس مي‏فرستاد.[17]
در اسلام آوردن ثويبه اختلاف است. شماري از منابع شيعي بر اسلام وي تصريح دارند[18]؛ اما بر پايه گزارش شماري از صحابه‌نگاران، تنها ابن منده به اسلام ثويبه باور داشت.[19]
ثويبه به سال هفتم ق. پس از فتح خيبر درگذشت.[20]آن گاه كه گزارش درگذشت او به مدينه رسيد، رسول خدا(ص)از وضعيت مسروح، پسر ثويبه، و ديگر خويشان او پرسيد و به ايشان گفته شد كه كسي از آنان باقي نمانده است.[21]
جعفر مرتضي عاملي، شير دادن ثويبه به رسول خدا(ص)را نپذيرفته و براي آن ادله‌اي برشمرده است. از ديدگاه وي، روايات در مدت شير دادن ثويبه، تناقض دارند و از چند روز (سه، هفت و نُه روز) تا چهار ماه را ياد كرده‌اند. نيز گزارش‌ها در باره زمان آزادي ثوبيه اختلاف دارند. همچنين در تعيين نخستين كسي كه به رسول خدا(ص)شير داده، روايات داراي تناقض هستند. نيز پذيرش اين مطلب كه حمزه و مسروح كه به لحاظ سني از رسول خدا(ص)بزرگ‌تر بودند، در شمار برادران رضاعي پيامبر9 قرار گيرند، دشوار است.[22]
منابع
الاستيعاب:ابن عبدالبر (م.463ق.)، به كوشش علي معوض و عادل عبدالموجود، بيروت، دار الكتب العلميه، 1415ق؛اسد الغابه:ابن اثير (م.630ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي؛الاصابه:ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، به كوشش علي معوض و عادل عبدالموجود، بيروت، دار الكتب العلميه، 1415ق؛اعلام الوري:الطبرسي (م.548ق.)، قم، آل البيت:؛امتاع الاسماع:المقريزي (م.845ق.) به كوشش محمد عبدالحميد، بيروت، دار الكتب العلميه، 1420ق؛انساب الاشراف:البلاذري (م.279ق)، به كوشش زكار و زركلي، بيروت، دار الفكر، 1417ق؛بحار الانوار،المجلسي (م.1111ق)، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1403ق؛البداية و النهايه:اين كثير (م.774ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1408ق؛تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير:الذهبي (م.748ق.)، به كوشش عمر عبدالسلام، بيروت، دار الكتاب العربي، 1413ق؛تاريخ الخميس:حسين الدياربكري (م.966ق.)، دار صادر، بيروت؛تاريخ اليعقوبي:احمد بن يعقوب (م.292ق.)، بيروت، دار صادر، 1415ق؛الروض الأنف:السهيلي (م.581ق.)، قاهره، مكتبة ابن تيميه، 1410ق؛الصحيح من سيرة النبي الاعظم(ص):جعفر مرتضي العاملي، بيروت، دار السيره، 1414ق؛صحيح البخاري:البخاري(م.256ق.)، بيروت، دار الفكر، 1410ق؛الطبقات الكبري:ابن سعد (م.230ق.)، به كوشش محمد عبدالقادر، بيروت، دار الكتب العلميه، 1418ق؛فتح الباري:ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، بيروت، دار المعرفه؛قاموس الرجال:محمد تقي شوشتري، قم، نشر اسلامي، 1418ق؛مسند احمد:احمد بن حنبل (م.241ق.)، بيروت، دار صادر؛المصنّف:عبدالرزاق الصنعاني (م.211ق.)، به كوشش حبيب الرحمن، المجلس العلمي.
سيد خليل جوادي
 
[1]. انساب الاشراف، ج1، ص94؛ الاستيعاب، ج1، ص28؛ ج3، ص940؛ اسد الغابه، ج1، ص21.
[2]. الصحيح من سيرة النبي، ج2، ص68.
[3]. امتاع الاسماع، ج1، ص9.
[4]. الطبقات، ج1، ص87؛ انساب الاشراف، ج1، ص94؛ الاستيعاب، ج1، ص28.
[5]. انساب الاشراف، ج1، ص94؛ اسد الغابه، ج1، ص21.
[6]. تاريخ الخميس، ج1، ص222.
[7]. انساب الاشراف، ج1، ص94؛ صحيح البخاري، ج6، ص125، 127؛ اعلام الوري، ج1، ص45.
[8]. قاموس الرجال، ج12، ص229-230.
[9]. تاريخ الاسلام، ج2، ص127.
[10]. الروض الانف، ج2، ص164.
[11]. تاريخ اليعقوبي، ج2، ص9.
[12]. الطبقات، ج3، ص10؛ انساب الاشراف، ج4، ص289.
[13]. صحيح البخاري، ج6، ص125؛ المصنف، ج7، ص477؛ البداية و النهايه، ج2، ص273.
[14]. الطبقات، ج1، ص87؛ انساب الاشراف، ج1، ص96؛ الاصابه، ج8، ص60.
[15]. فتح الباري، ج9، ص124.
[16]. الطبقات، ج1، ص87؛ الاصابه، ج8، ص60.
[17]. انساب الاشراف، ج1، ص96؛ الاستيعاب، ج1، ص28؛ اسد الغابه، ج1، ص21.
[18]. اعلام الوري، ج1، ص45؛ بحار الانوار، ج15، ص281، 337.
[19]. اسد الغابه، ج6، ص46؛ الاصابه، ج8، ص60.
[20]. الاستيعاب، ج1، ص28؛ تاريخ الاسلام، ج2، ص445؛ اعلام الوري، ج1، ص46.
.[21] انساب الاشراف، ج1، ص96؛ الاستيعاب، ج1، ص28؛ اسد الغابه، ج1، ص21.
[22]. الصحيح من سيرة النبي، ج2، ص68-70.