العربیه| یکشنبه|30 تير 1398|18 ذی القعده 1440

اجياد

اجياد: محله‌اي در شهر مكه
اجياد / جياد[1]نام دو دره اجياد كبير و اجياد صغير در شهر مكه مكرمه است كه در جنوب و جنوب شرقي مسجدالحرام قرار دارند. اجياد از محله‌هاي قديم مكه است و در دامنه كوه‌هايي همچون ابوقبيس[2]، صفا[3]، خليفه[4]و اجياد[5]واقع شده است. امروزه نيز از نقاط مسكوني مكه به ‌شمار مي‌رود كه محله‌هاي المصافي و بئر بليله در آن قرار گرفته‌اند.[6]گاه به آن، محله جياد نيز گفته مي‌شود.[7](تصوير شماره 12)
در علت نام‌گذاري آن سخنان گوناگون گفته‌اند: 1. اگر اجياد جمع جواد (اسب) باشد، چند سبب براي اين نام‌گذاري ياد شده است: أ. هنگامي كه قوم تُبَّع وارد سرزمين مكه شدند، اسب‌هاي خود را در اين منطقه بستند.[8]ب. اسبان اين منطقه براي حضرت اسماعيل(ع) رام شدند. بر پايه سخني، ايشان نخستين كسي بود كه به فرمان خدا در اين منطقه اسب‌سواري كرد.[9]ج. در نبرد ميان جُرْهُم و قبيله قطوراء، اهل قطوراء با اسبان خود از محل سكونت خويش در اين منطقه بيرون آمدند.[10]2. اگر اجياد جمع جيد (گردن) باشد، علت نام‌گذاري اين مكان آن است كه چون در نبرد ميان دو قبيله جُرْهُم و قَطوراء، مردم جرهم گردن شماري فراوان از افراد قبيله قطوراء، تيره‌اي ازعمالقه[11]، را در اين مكان زدند، نام آن را اجياد نهادند.[12]ياقوت حموي اين نظريه را نپذيرفته است.[13]
اجياد به صورت دو درّه (شِعْب) پهناور است كه به اجياد صغير و اجياد كبير شهرت يافته‌اند. اين دو درّه كنار يكديگر قرار دارند و در يك نقطه با هم تلاقي مي‌كنند. اجياد صغير كنار كوه ابوقبيس[14]و اجياد كبير كنار كوه خليفه (خليفة بن عُمَيْر)[15]قرار دارد. از همين ‌روي، بارها سيل با عبور از اين دره‌ها و نيز با گذر از دره ابراهيم به سمت مسجدالحرام سرازير شده است.[16]براي جلوگيري از تخريب منازل و مسجدالحرام، سيل‌بندي در اجياد صغير بنا كرده‌اند و بر اين اساس به اجياد صغير، «سَدّ» نيز مي‌گويند.[17]
نخستين كساني كه در اجياد سكنا گزيدند، قبيله قطوراء بودند. پس از پيدايش آب زمزم، دو قبيله جُرْهُم، ساكن شمال مدينه، به رهبري مضاض بن عمرو، پدر همسر حضرت اسماعيل(ع)[18]و قَطوراء به رياست سُميدع (ابن حوثر[19])، از قبايل يمن كه با هم عموزاده بودند، به مكه آمدند. اين دو قبيله از كساني كه از طريق منطقه آن‌ها وارد مكه مي‌شدند، ماليات مي‌گرفتند.[20]بعدها براي حكومت بر تمام شهر مكه دچار اختلاف شدند و كارشان به نبرد و خونريزي انجاميد. سميدع كشته شد و قطوراء شكست خورد[21]؛ ولي ديگر بار ميان آن‌ها صلح برقرار شد.[22]پس از تسلط قصيّ بن كلاب بر مكه، مناطق مكه را قسمت كردند و هر قبيله را در يك منطقه جاي دادند و منطقه اجياد به قبيله بني‌مخزوم رسيد.[23]
در اجياد چاه‌هاي فراوان وجود داشته كه تقي الدين فاسي به آن‌ها اشاره كرده است؛ از جمله چاه امّ الزّين كنار خانه شريفه فاطمه دختر ثقبه حاكم مكه، چاه ورديه، چاه عكرمه كه ازرقي نيز از آن ياد كرده است[24]، بئر واسعه، چاهي در حوش الرّباع، بئر عفراء، بئر مسعود كه نام ديگر آن ام الفاغيه بود، بئر المعلم، چاه ام حجر، چاهي در كاروانسراي بنت التاج، و چاهي در حمام اجياد.[25]
اكنون يكي از درهاي مسجدالحرام «باب اجياد» نام دارد كه كنار باب ملك عبدالعزيز است[26]و به سوي اجياد گشوده مي‌شود. در بازسازي كعبه، پيامبر گرامي(ص) همراه قريش سنگ‌هاي اجياد را بر پشت خود حمل كردند و ارتفاع كعبه را به نُه متر رساندند.[27]بر پايه روايتي، پيامبر گرامي(ص) در منطقه اجياد چوپاني كرده است.[28]پيمان معروف حلف الفضول با حضور پيامبر گرامي(ص) 20 سال پيش از بعثت[29]در خانه عبدالله بن جدعان*، در محل تلاقي اجياد صغير و اجياد كبير بسته شد.[30]بر پايه اين پيمان، برخي افراد قبايل متعهد شدند در مكه ظلمي صورت نگيرد.[31]پس از ظهور اسلام، پيامبر گرامي(ص) اين پيمان را همچنان معتبر و محترم مي‌دانست.[32]
بر پايه گزارش برخي مورخان، رسول خدا(ص) در اجياد بر سنگي تكيه داده و استراحت كرده[33]و گويا نماز نيز خوانده است[34]كه زمان آن دانسته نيست. بعدها در محل آن، مسجدي به نام المتكا[35](جاي تكيه دادن) ساختند. ازرقي از اين مسجد نام مي‌برد[36]و به استناد برخي گزارش‌ها، وجود چنين مسجدي را انكار مي‌كند؛ اما نماز خواندن ايشان را در اجياد تأييد مي‌نمايد.[37]اين مسجد اكنون ويران شده و به جاي آن هتلي ساخته‌اند.[38]
به گزارش ازرقي، اجياد محل خروج دابة الارض در آخرالزمان* است.[39]برخي روايتي ضعيف از رسول خدا(ص) گزارش كرده‌اند كه بدترين دره، اجياد است[40]؛ زيرا دابه از آن خروج مي‌كند. نيز نام اجياد در اشعاري بسيار آمده است.[41]اكنون اين منطقه كاملاً داخل شهر مكه قرار دارد و با تونل‌هاي بزرگ به ديگر نقاط شهر متصل مي‌شود. هتل‌هايي بلندطبقه در اين منطقه به چشم مي‌خورند كه يكي از آن‌ها اجياد مكه نام دارد.
منابع
آثار اسلامي مكه و مدينه: رسول جعفريان، تهران، مشعر، 1386ش؛ اخبار مكه: الازرقي (م.248ق.)، به كوشش رشدي الصالح، مكه، مكتبة الثقافه، 1415ق؛ الاستبصار في عجائب الامصار: نويسنده‌اي مراكشي (م.قرن6ق.)، بغداد، دار الشئون الثقافيه، 1986م؛ امتاع الاسماع: المقريزي (م.845ق.)، به كوشش محمد عبدالحميد، بيروت، دار الكتب العلميه، 1420ق؛ البداية و النهايه: ابن كثير (م.774ق.)، بيروت، مكتبة المعارف؛ تاريخ ابن خلدون: ابن خلدون (م.808ق.)، به كوشش خليل شحاده، بيروت، دار الفكر، 1408ق؛ تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير: الذهبي (م.748ق.)، به كوشش عمر عبدالسلام، بيروت، دار الكتاب العربي، 1410ق؛ تاريخ مكه: احمد السباعي،‌ مطبوعات نادي مكة الثقافي، 1404ق؛ تاريخ اليعقوبي: احمد بن يعقوب (م.292ق.)، بيروت، دار صادر، 1415ق؛ تفسير ابوالسعود (ارشاد العقل السليم): ابوالسعود (م.982ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1411ق؛ التنبيه و الاشراف: المسعودي (م.345ق.)، بيروت، دار صعب؛ حسن المحاضرة في اخبار مصر و القاهره: السيوطي (م.911ق.)، بيروت، دار الكتب العلميه، 1418ق؛ دلائل النبوه: البيهقي (م.458ق.)، به كوشش عبدالمعطي، بيروت، دار الكتب العلميه، 1405ق؛ الروض المعطار: محمد بن عبدالمنعم الحميري (م.900ق.)، بيروت، مكتبة بيروت، 1984م؛ رحلة ابن بطوطه: ابن بطوطه (م.779ق.)، الرباط، آكاديمية المملكة المغربيه، 1417ق؛ سبل الهدي: محمد بن يوسف الصالحي (م.942ق.)، به كوشش عادل احمد و علي محمد، بيروت، دار الكتب العلميه، 1414ق؛ السيرة الحلبيه: الحلبي (م.1044ق.)، بيروت، دار المعرفه، 1400ق؛ السيرة النبويه: ابن هشام (م.8-213ق.)، به كوشش السقاء و ديگران، بيروت، المكتبة العلميه؛ شفاء الغرام: محمد الفأسي (م.832ق.)، به كوشش مصطفي محمد، مكه، النهضة الحديثه، 1999م؛ مراصد الاطلاع: صفي الدين عبدالمؤمن بغدادي (م.739ق.)، بيروت، دار الجيل، 1412ق؛ مروج الذهب: المسعودي (م.346ق.)، به كوشش اسعد داغر، قم، دار الهجره، 1409ق؛ المسالك و الممالك: ابوعبيد البكري، به كوشش ادريان فان ليوفن و اندري فيري، دار الغرب الاسلامي، 1992م؛ المعالم الاثيره: محمد محمد حسن شراب، بيروت، دار القلم، 1411ق؛ المعجم الاوسط: الطبراني (م.360ق.)، قاهره، دار الحرمين، 1415ق؛ معجم البلدان: ياقوت الحموي (م.626ق.)، بيروت، دار صادر، 1995م؛ معجم ما استعجم: عبدالله البكري (م.487ق.)، به كوشش مصطفي السقاء، بيروت، عالم الكتاب، 1403ق.
سيد محمد معلمي
 
[1]. معجم البلدان، ج1، ص105؛ الروض المعطار، ص12.
[2]. اخبار مكه، ج1، ص96؛ المعالم الاثيره، ص20.
[3]. معجم البلدان، ج1، ص105.
[4]. معجم البلدان، ج2، ص387.
[5]. الروض المعطار، ص12.
[6]. المعالم الاثيره، ص20.
[7]. معجم البلدان، ج1، ص104؛ مراصد الاطلاع، ج1، ص33؛ سبل الهدي، ج2، ص157.
[8]. اخبار مكه، ج1، ص133.
[9]. تاريخ يعقوبي، ج1، ص221؛ معجم البلدان، ج1، ص105.
[10]. السيرة النبويه، ج1، ص112؛ اخبار مكه، ج1، ص82؛ معجم البلدان، ج1، ص105.
[11]. تاريخ يعقوبي، ج1، ص222؛ تاريخ ابن خلدون، ج2، ص395.
[12]. معجم البلدان، ج1، ص105؛ السيرة الحلبيه، ج1، ص30.
[13]. معجم البلدان، ج1، ص105.
[14]. اخبار مكه، ج2، ص290.
[15]. اخبار مكه، ج2، ص291؛ معجم البلدان، ج2، ص387.
[16]. اخبار مكه، ج2، ص314-319؛ شفاء الغرام، ج2، ص449.
[17]. تاريخ مكه، ص20.
[18]. مروج الذهب، ج2، ص22.
[19]. معجم البلدان، ج1، ص105.
[20]. مروج الذهب، ج2، ص22.
[21]. السيرة النبويه، ج1، ص112؛ اخبار مكه، ج1، ص82؛ معجم البلدان، ج1، ص105.
[22]. السيرة النبويه، ج1، ص112؛ معجم البلدان، ج5، ص185.
[23]. اخبار مكه، ج1، ص161؛ معجم ما استعجم، ج1، ص258.
[24]. اخبار مكه، ج2، ص225؛ شفاء الغرام، ج1، ص624.
[25]. شفاء الغرام، ج1، ص597.
[26]. رحلة ابن بطوطه، ج1، ص377؛ شفاء الغرام، ج1، ص450؛ آثار اسلامي مكه و مدينه، ص105.
[27]. دلائل النبوه، ج2، ص54-55؛ تاريخ ‏الاسلام، ج1، ص69؛ امتاع الاسماع، ج2، ص344.
[28]. الروض المعطار، ص12؛ المعالم الاثيره، ص20.
[29]. تاريخ يعقوبي، ج2، ص17؛ البداية و النهايه، ج2، ص291.
[30]. اخبار مكه، ج2، ص257.
[31]. السيرة النبويه، ج1، ص133؛ البداية و النهايه، ج2، ص293.
[32]. تاريخ يعقوبي، ج2، ص17؛ التنبيه ‏والاشراف، ص180.
[33]. الاستبصار، ص9.
[34]. المعالم الاثيره، ص239.
[35]. المعالم الاثيره، ص239.
[36]. اخبار مكه، ج2، ص290.
[37]. اخبار مكه، ج2، ص202.
[38]. آثار اسلامي مكه، ص99.
[39]. اخبار مكه، ج2، ص158؛ حسن المحاضره، ج2، ص268.
[40]. المسالك و الممالك، ج1، ص399؛ المعجم الاوسط، ج4، ص319؛ تفسير ابي السعود، ج6، ص301.
[41]. معجم البلدان، ج1، ص105.