العربیه| یکشنبه|30 تير 1398|18 ذی القعده 1440

ابوقُبَيس، كوه

ابوقُبَيس، كوه: كوه مقدس مشرف بر مسجدالحرام
كوه ابوقبيس در شمال ‌شرقي مسجدالحرام و مشرف بر آن است[1]و شعب ابي‌طالب* از آن‌جا آغاز مي‌شود. (تصوير شماره 11) ارتفاع آن را از سطح دريا 420 متر و از سطح دامنه 120 متر دانسته‌اند.[2]به گفته ناصرخسرو، اين كوه گنبدي شكل بوده است[3]؛ ولي امروزه آن را تراشيده‌اند. ابوقبيس را نخستين[4]و برترين[5]كوه زمين خوانده‌اند.
نام اين كوه برگرفته از اسم شخصي از قبيله مَذْحِج[6]يا اِياد[7]است كه براي نخستين بار بر دامنه آن خانه‌اي ساخت.[8]به گفته برخي چون ابوقبيس بن شالح از قبيله جُرهُم بر اثر اختلاف با خويشاوندان خود به اين كوه پناه برد و ديگر خبري از او بازنيامد، آن كوه به اين نام شهره شد.[9]برخي نيز با توجه به مناسبت معنايي ابوقبيس با «قَبَس» (قطعه‌اي از آتش) گفته‌اند كه حضرت آدم(ع) از اين كوه آتش برگرفت.[10]نام‌هاي ابوقابوس و شيخ الجبال نيز بر ابوقبيس اطلاق شده است.[11]
در فضيلت اين كوه آورده‌اند كه چون حجرالاسود از بهشت فرود آمد، در اين كوه به وديعت گذاشته شد. سپس ابراهيم آن را در ساخت كعبه به كار برد.[12]در طوفان نوح نيز حجرالاسود در اين كوه به امانت نهاده شد. در دوران جاهليت اين كوه را «امين» مي‌خواندند.[13]نيز آن را محل استجابت دعا دانسته[14]و گفته‌اند كه يكي از شش كوهي است كه سنگ‌هاي كعبه از آن فراهم شده است.[15]
ابوقبيس كوهي مقدس و پيش و پس از اسلام، محترم بوده است. ابراهيم(ع) بر اين كوه مي‌ايستاد و مردم را به انجام مناسك حج فرامي‌خواند.[16]بر پايه گزارشي، در يكي از سال‌هاي پيش از هجرت، پيامبر با معجزه خويش ماه را دو نيم كرد؛ نيمي از آن بر كوه قعيقعان* و نيم ديگر بر فراز كوه ابوقبيس بود.[17]گفته‌اند كه قبر آدم، شيث بن آدم و حوا همسر آدم در غار كنز اين كوه واقع شده است.[18]اِشراف اين كوه بر مسجدالحرام موجب مي‌شد تا گاه براي آگاه‌كردن مكيان از فراز اين كوه به آنان خطاب كنند. از فرياد دادخواهي مردي زبيدي كه به حلف الفضول* انجاميد[19]و نيز دعوت عمومي پيامبر از قريش براي پذيرش اسلام، بر فراز همين كوه خبر داده‌اند.[20]
در سده‌هاي نخستين اسلامي، بر فراز اين كوه، مسجد ابراهيم[21]را ساختند كه بعدها به مسجد بلال* شهرت يافت.[22]اين مسجد يا منسوب به ابراهيم خليل[23]بوده يا ابراهيم قبيسي[24]يا تاجري هندي كه در سال 1275ق. آن را بنا نهاده است.[25]از ديگر بناهاي بر فراز اين كوه، مي‌توان به مسجد شق ‌القمر*، كاروانسراي ملا محمد يزدي[26]و مأذنه‌اي اشاره كرد كه به دست عبدالله بن مالك خزاعي در زمان هارون الرشيد عباسي ساخته شد.[27]در سال‌هاي اخير، بخشي گسترده از روي كوه مسطح گشته و بر آن، كاخ و مهمانسراي حكومتي ساخته شده است.[28]
منابع
اخبار مكه: الازرقي (م.248ق.)، به كوشش رشدي الصالح، مكه، مكتبة الثقافه، 1415ق؛ اخبار مكه: الفاكهي (م.279ق.)، به كوشش عبدالملك، بيروت، دار خضر، 1414ق؛ امتاع الاسماع: المقريزي (م.845ق.)، به كوشش محمد عبدالحميد، بيروت، دار الكتب العلميه، 1420ق؛ بحار الانوار: المجلسي (م.1110ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1403ق؛ البداية و النهايه: ابن كثير (م.774ق.)، بيروت، مكتبة المعارف؛ تاريخ اليعقوبي: احمد بن يعقوب (م.292ق.)، بيروت، دار صادر، 1415ق؛ تاريخ و آثار اسلامي مكه مكرمه و مدينه منوره: اصغر قائدان، تهران، مشعر، 1386ش؛ تحصيل المرام: محمد بن احمد (م.1321ق.)، به كوشش عبدالملك دهيش، مكه، 1424ق؛ التنبيه و الاشراف: المسعودي (م.345ق.)، بيروت، دار صعب؛ الجبال و الامكنة و المياه: زمخشري (م.538ق.)، به كوشش احمد عبدالتواب، قاهره، دار الفضيله، 1319ق؛ الروض الانف: السهيلي (م.581ق.)، به كوشش عبدالرحمن، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1412ق؛ سبل الهدي: محمد بن يوسف الصالحي (م.942ق.)، به كوشش عادل احمد و علي محمد، بيروت، دار الكتب العلميه، 1414ق؛ سرزمين يادها و نشانه‌ها: محمد فرقاني، تهران، مشعر، 1381ش؛ سفرنامه ناصر خسرو: ناصر خسرو (م.481ق.)، تهران، زوار، 1381ش؛ السير و المغازي: ابن اسحاق (م.151ق.)، به كوشش محمد حميد الله، معهد الدراسات و الابحاث؛ السيرة النبويه: ابن هشام (م.8-213ق.)، به كوشش السقاء و ديگران، بيروت، المكتبة العلميه؛ شفاء الغرام: محمد الفأسي (م.832ق.)، به كوشش مصطفي محمد، مكه، النهضة الحديثه، 1999م؛ قاموس الحرمين: محمد رضا النعيمي، قم، مشعر، 1418ق؛ مراصد الاطلاع: صفي الدين عبدالمؤمن بغدادي (م.739ق.)، بيروت، دار الجيل، 1412ق؛ معجم البلدان: ياقوت الحموي (م.626ق.)، بيروت، دار صادر، 1995م؛ المنمق: ابن حبيب (م.245ق.)، به كوشش احمد فاروق، بيروت، عالم الكتاب، 1405ق؛ موسوعة مكة المكرمة و المدينة المنوره: احمد زكي يماني، مؤسسة الفرقان، 1429ق.
مسلم ناصري
 
[1]. معجم البلدان، ج1، ص80؛ مراصد الاطلاع، ج3، ص1066.
[2]. تاريخ و آثار اسلامي مكه، ص95.
[3]. سفرنامه ناصر خسرو، ص119.
[4]. اخبار مكه، ازرقي، ج1، ص32.
[5]. شفاء الغرام، ج1، ص525.
[6]. الجبال و الامكنه، ص27.
[7]. اخبار مكه، ازرقي، ج2، ص267.
[8]. اخبار مكه، ازرقي، ج2، ص265، 267؛ معجم البلدان، ج1، ص80؛ الجبال و الامكنه، ص27.
[9]. الروض الانف، ج3، ص90.
[10]. شفاء الغرام، ج1، ص50.
[11]. شفاء الغرام، ج1، ص50.
[12]. تاريخ يعقوبي، ج1، ص26-27.
[13]. اخبارمكه، ازرقي، ج2، ص265-266؛ معجم البلدان، ج1، ص80.
[14]. شفاء الغرام، ج1، ص524.
[15]. شفاء الغرام، ج1، ص179.
[16]. السير و المغازي، ج2، ص72؛ اخبار مكه، ازرقي، ج2، ص203؛ بحار الانوار، ج12، ص91.
[17]. السيرة النبويه، ج2، ص116-117.
[18]. شفاء الغرام، ج1، ص519-520.
[19]. المنمق، ص52؛ التنبيه و الاشراف، ص179؛ البداية و النهايه، ج2، ص291.
[20]. امتاع الاسماع، ج3، ص219؛ سبل الهدي، ج2، ص343.
[21]. اخبار مكه، ازرقي، ج2، ص202.
[22]. قاموس الحرمين، ص205.
[23]. اخبار مكه، ازرقي، ج2، ص202.
[24]. اخبار مكه، ازرقي، ج2، ص202.
[25]. تحصيل المرام، ج1، ص502-503.
[26]. موسوعة مكة المكرمه، ج1، ص551.
[27]. اخبار مكه، فاكهي، ج3، ص87؛ موسوعة مكة المكرمه، ج1، ص551.
[28]. سرزمين يادها و نشانه‌ها، ص89.