العربیه| یکشنبه|30 تير 1398|18 ذی القعده 1440

اَبواء

اَبواء: قريه‌اي در راه مدينه به مكه، مدفن مادر رسول خدا (ص)
اَبواء از اُبوَه بر وزن فَعلاء يا از بُوّ و بَوّ و بُوي بر وزن افعال، نام كوه[1]و قريه‌اي بزرگ[2]و اكنون شهري كوچك است كه در جنوب مدينه در نيمه راه مكه[3]در فاصله حدود پنج روز راه از مدينه و هفت روز راه تا مكه قرار دارد.[4]درباره وجه تسميه آن، آراي مختلف است. برخي دليل اين نام‌گذاري را وباخيز بودن آن منطقه دانسته‌اند. البته در اين صورت بايد اوباء نام مي‌گرفت نه ابواء؛ مگر بپذيريم كه كلمه اوباء مقلوب گشته و به صورت ابواء درآمده است. به نظر ثابت بن ابي‌ثابت لغوي، اين واژه از «تبوّء» به معناي تجمع اشتقاق يافته و به سبب تجمع سيل در آن‌جا به اين نام خوانده شده است.[5]
به نقلي ديگر، بر اثر تجمع و منزل يافتن مردم در آن ناحيه، اين نام را به آن داده‌اند.[6]ياقوت در اين زمينه سخنان ديگر نيز آورده است.[7]أبواء افزون بر موارد ياد شده، به معناي مردمي از نژادهاي مختلف نيز هست.[8]سرانجام ياقوت[9]أخذ آن از «تبوّء» را ترجيح داده و ديگران[10]نيز نظر او را پذيرفته‌اند؛ زيرا اين قريه محل تلاقي و جمع شدن سيلاب دره‌هاي منشعب از وادي ابواء و بسياري از وادي‌هاي ديگر[11]از جمله دو وادي گسترده فَرع و قاحه بوده است.[12]
برخي برآنند كه أبواء نام آن قريه بوده و نام وادي آن را ارثد[13]دانسته‌اند. گويا أبواء هم نام قريه و هم نام وادي بوده و ارثد نام يكي از دره‌هاي منشعب از آن وادي بوده است.[14]معاوية بن ابي‌سفيان در جنگ بدر و در
مسير حركت به سوي بدر، در تپه‌هاي اين
دره استراحت كرده است.[15]برخي ابواء را
نام كوهي بلند و كم گياه دانسته‌اند.[16]گويا ابواء نام قريه و حشا نام كوه نزديك آن بوده است.[17]
وادي ابواء پس از وادي نخله بزرگ‌ترين و گسترده‌ترين وادي ميان مكه و مدينه است. اين وادي از محل قريه ابواء تا ودان در سمت غرب آن، ابواء نام دارد و از آن‌جا تا دريا ودان خوانده مي‌شود. نيز اين وادي از سمت راست و از شمال قريه ودان عبور كرده و از نزديك شهر مستوره كنوني به سوي درياي سرخ ادامه يافته است. سرشاخه‌هاي آن از سمت جنوب و شمال، قاحه و فرع نام دارند كه با طي مسافتي طولاني در محل بئر مُبَيرِيك به ابواء ملحق مي‌شوند. اين وادي از آغاز تا درياي سرخ، مسيري بسيار طولاني دارد و دره‌هاي كوچك‌تر فراوان از آن انشعاب
يافته و آبادي‌هاي بسيار در مسير آن ايجاد شده‌اند.
در اين منطقه باران‌هاي سيل‌آسا مي‌بارد و در نتيجه، سيل‌هاي مهيب جاري مي‌شوند كه گاه جان حاجيان را به خطر مي‌اندازند.
در سال 1426ق. و نيز در ششم ماه رمضان سال 1430ق. در زماني كوتاه در همين
منطقه طوفان گرد و غبار برخاست و پس از رعد و برق و بارندگي، سيلي ويرانگر جاري شد كه راه‌ها را مسدود و مسافران را غافلگير كرد.
مسير حاجيان عراقي و مدني و توابع آن و گاه مصريان همواره از ابواء مي‌گذشته است. اين منطقه محل دو راهه شدن جاده به سوي مكه است: يك راه از طريق ابواء، ودان، جحفه، مكه؛ و راه ديگر از ابواء، جحفه به مكه است. اكنون قريه قديم ابواء متروك و ويرانه شده و «خريبه» نام دارد و مشتمل بر مزارع و نخلستان‌هايي است و قريه جديد ابواء در شمال آن قرار دارد. در دهه‌هاي اخير بيشتر ساكنان آن به شهرهاي بزرگ كوچيده‌اند. با افزايش امكانات جديد، اين منطقه ديگر بار رونق گرفته است. اكنون اين قريه حدود 7000 نفر جمعيت دارد كه بيشتر از قبيله حرب هستند.[18]نيز داراي نُه مدرسه ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان و مركز بهداشت است. در تابستان سال 2010 م. مردم اين شهر دچار كمبود آب شدند و به ناچار از طريق تانكرهاي آبرساني آب آشاميدني خود را تأمين ‌كردند.[19]
مهم‌ترين مناطق مسكوني نزديك به ابواء، سقيا با فاصله 19[20]، 27[21]يا 29[22]ميل در سمت مدينه و جحفه* با فاصله 23[23]يا 27[24]ميل در سمت مكه است. ديگر مكان‌هاي مسكوني پيرامون ابواء، شُسّ و مُهيمه[25]در نيم مايلي ويك مايلي ابواء، رابِغ و شَطين[26]در حد فاصل ابواء و جحفه، و رُبا[27]و مُظعِِن[28]در حد فاصل سقياء تا ابواء هستند و مجموعه درّه‌هاي «تلعات اليمن» در فاصله دو مايلي[29]و
ودّان در شمال و به فاصله شش ميلي آن قرار دارند.[30]
ابواء مانند ساير نقاط حجاز
منطقه‌اي كم‌آب، گرم و خشك و با آب و هوايي بياباني و حتي خشكي و بي‌آبي آن از مناطق مجاور شديدتر است. مهم‌ترين منبع تأمين آب در ابواء چاه است و اين سرزمين به داشتن چاه‌هاي فراوان شهرت دارد.[31]در بي‌آبي چنان مشهور بود كه پيامبر گرامي(ص) در پاسخ عمار ياسر، تيمم را به جاي غسلِ واجب، در صورت حضور فرد در ابواء جايز دانست.[32]
از لحاظ پوشش گياهي، تنها نخل و بَلَسان و درختچه‌هاي گَز در آن رشد مي‌كنند[33]و زيستگاه جانوراني چون گورخر است.[34]ازساكنان اين وادي در صدر اسلام مي‌توان از باديه‌نشيناني چون بني‌ضمره و بني‌بكر ازقبيله كنانه[35]و در اين روزگار از بني‌حرب ياد كرد.[36]به نقل ياقوت، در زمان حضور او در مدينه، شماري از خاندان جعفر بن ابي‌طالب و امام حسن و امام حسين(ع) در ابواء و پيرامون آن سكنا داشته‌اند و رئيس آن‌جا از اولاد جعفر بوده و ميان آنان جنگ‌هاي مكرر درگرفته و در نتيجه دچار ضعف شده و در برابر تهاجم قبيله يمني بني‌حرب شكست خورده‌اند.[37]گويا از آن زمان تا كنون بني‌حرب ساكن ابواء و اطراف آن هستند. رسول خدا(ص) براي تأمين رفاه زائران و مسافران و با توجه به موقعيت ارتباطي آن، در اين سرزمين چند مسجد، از جمله مسجد «رَماده» در دو مايلي ابواء را ساخت.[38]
ƒرخدادهاي ابواء:وفات آمنه* بنت وهب، مادر پيامبر(ص) در اين منطقه رخ داد. وي هنگام بازگشت از مدينه به علت بيماري در 30 سالگي رحلت كرد و بنا بر نقل مشهور همان جا به خاك سپرده شد. ام ايمن* پيامبر را كه كودكي شش ساله بود، به مكه نزد جدش عبدالمطلب بازگرداند. بعدها برخي مسلمانان بر مرقد حضرت آمنه3 بارگاهي كوچك ساختند كه تا سال‌ها باقي بود و به زيارت آن مي‌رفتند. اكنون در ابواء آثاري مخروبه از بنايي كوچك و كهن است كه مردم آن‌جا معتقدند آثار بر جاي مانده از مقبره حضرت آمنه3 است. در اين روزگار شيعيان ايران، عراق، بحرين، هند و پاكستان و صوفيان شمال آفريقا هنوز به زيارت آن مي‌روند و وهابيان مانع ورود به اطراف قبر و زيارت آن مي‌شوند. محمد اليوبي داوطلبانه خود را مستخدم مقبره مي‌داند و مانع زيارت زائران مي‌شود.[39]اين تصوير باقيمانده مرقد حضرت آمنه را نشان مي‌دهد.
پيامبر(ص) در سال‌هاي پس از هجرت از اين منطقه عبور و ديدن كرد و بر مدفن مادرش حضور يافت. از جمله در سال ششم ق. در عمره حديبيه و به نقلي در سال هشتم ق. در فتح مكه از منطقه ابواء عبور و قبر مادرش را زيارت و خرابي آن را اصلاح كرد و به ياد مهرباني‌هاي مادر گريست و مسلمانان نيز همراه ايشان گريستند.[40]
ƒغزوه ابواء:اين غزوه كه به ودّان نيز شهرت دارد، نخستين غزوه پيامبر با مشركان است كه در سال دوم ق. رخ داد. پيامبر(ص)9 با 60 سوار از مهاجران به قصد كاروان قريش و قبايل ساكن منطقه چون بني‌ضمرة بن كنانه از مدينه بيرون رفت؛ ولي نشاني از قريش نديد و با بني‌ضمره پيمان بست كه ضدّ پيامبر(ص) دسته‌بندي نكنند و كسي را به اين منظور ياري نرسانند. ايشان پس از 15 روز به مدينه بازگشت.[41]
محل تشريع تيمم بر خاك را ابواء دانسته‌اند. در سفري كه پيامبر(ص) ناچار شد تا صبح در ابواء بماند، به سبب دسترسي نداشتن به آب، آيه تيمم (نساء/4، 43) نازل شد.[42]نيز به نقلي در يكي از سفرهاي رسول خدا(ص) گردنبند عايشه در ابواء گم شد و حادثه افك* در اين‌جا رخ داد.[43]همچنين آيه فديه (بقره/2، 196) در صورت حلق سر به سبب عارضه‌اي در آن، پيش از موعد مقرر، در ابواء نازل شد.[44]نيز عاص بن وائل پدر عمرو عاص در اين‌جا مرده و دفن شده است.[45]
هنگام حركت قريش براي جنگ بدر در سال دوم ق. بني‌زهره پس از آگاهي از نجات كاروان تجاري قريش، از ابواء به مكه بازگشتند.[46]در همين سفر هنگامي كه سپاه قريش به بدر رسيد، هند همسر ابوسفيان بن حرب به وي پيشنهاد كرد كه قبر مادر رسول خدا(ص) را بشكافد.[47]
به نقل از جابر بن عبدالله انصاري رسول خدا(ص) در غزوه ابواء و خيبر بر مركب خود و رو به سوي شرق نماز مستحب ‌خواند.[48]نيز ابوسفيان بن حارث بن عبدالمطلب پسر عموي رسول خدا(ص) كه سال‌ها با ايشان دشمني كرده و اشعاري فراوان ضدّ ايشان سروده بود، در اين‌جا به حضورش رسيد و با خواندن قصيده‌اي در مدح ايشان توبه كرد و مسلمان شد.[49]
بر پايه گزارشي، در همين جا، ضمن يكي از سفرهاي حج يا عمره رسول خدا(ص) شتر قرباني يكي از همراهان بيمار شد و او حكمش را از ايشان پرسيد. پيامبر فرمود: ذبحش كن و گردنبندش را به خونش رنگين ساز و گوشت آن را به مردم بده؛ اما خود و همراهانت از آن نخوريد![50]نيز همين‌ جا عثمان بن عفان در زمان خلافتش دستور داد حج‌گزاران نيت احرام حج كنند، نه نيت احرام عمره. امير مؤمنان(ع) كه همراه كاروان بود، اعتراض كرد و فرمود: نيت احرام عمره و حج، هر دو، درست است.[51]معاويه نيز در آخرين سفر حج خود در ابواء توقف كرد و نيمه شب به يكي از چاه‌هاي قديمي نگريست و ترسيد و لغوه گرفت و صورتش به يك طرف كج شد و آن را از مردم پنهان داشت.[52]عبدالرحمن بن حسن كه همراه عمويش امام حسين(ع) به حج ‌رفت، در ابواء در لباس احرام جان سپرد.[53]بر پايه گزارشي، مسلم بن عقبه نيز در همين مكان درگذشت و همان جا به خاك سپرده شد.[54]
امام موسي بن جعفر(ع) در هفتم صفر سال 128ق. در ابواء ولادت يافت و امام صادق(ع) بدين مناسبت به ياران خود وليمه‌اي لذيذ داد و اصحاب به او چشم روشني گفتند.[55]بر پايه گزارشي، عبدالله بن جعفر فرزند جعفر طيار در سال 90ق. در90 سالگي در ابواء درگذشت و همان جا به خاك سپرده شد.[56]در سال 150ق. گروهي محرم شده بودند و به حج مي‌رفتند كه ميان راه، بين ابواء و جحفه، آنان را به اتهام قتل گرفته، به مدينه بردند و زنداني كردند. بستگانشان حكم حج و احرام آنان را از مالك پرسيدند. پاسخ داد: آنان محرم محسوب مي‌شوند تا آن‌گاه كه آزاد شده، به مكه روند و از احرام خارج شوند يا اتهامشان ثابت گردد و قصاص شوند.[57]
جعفر بن بشير الوشا ابومحمد بجلي كه از صحابه ثقه و بزرگوار علي بن موسي الرضا(ع) بود، به سال 208ق. در ابواء درگذشت. وي داراي كتبي بوده كه محدثان از آن روايت‌هايي نقل كرده‌اند.[58]
در سال‌هاي اخير حامد محمد مسفر الايوبي كتاب الابواء را نوشته كه در جده در چاپخانه سحر چاپ شده است.
منابع
آثار البلاد: زكريا بن محمد القزويني (م.682ق.)، ترجمه: ميرزا جهانگير، تهران، امير كبير، 1373ش؛ الاستبصار: الطوسي (م 460ق.)، به كوشش موسوي الخرسان، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1363ش؛ الاعلام: الزركلي (م.1396ق.)، بيروت، دار العلم للملايين، 1997م؛ امتاع الاسماع: المقريزي (م.845ق.)، به كوشش محمد عبدالحميد، بيروت، دار الكتب العلميه، 1420ق؛ انساب الاشراف: البلاذري (م.279ق.)، به كوشش زكار، بيروت، دار الفكر، 1417ق؛ البداية و النهايه: ابن‌كثير (م.774ق.)، بيروت، مكتبة المعارف؛ بصائر الدرجات: الصفار (م.290ق.)، به كوشش كوچه باغي، تهران، اعلمي، 1404ق؛ تاج العروس: الزبيدي (م.1205ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار الفكر، 1414ق؛ تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير: الذهبي (م.748ق.)، به كوشش عمر عبدالسلام، بيروت، دار الكتاب العربي، 1410ق؛ تاريخ خليفه: خليفة بن خياط (م.240ق.)، به كوشش فواز، بيروت، دار الكتب العلميه، 1415ق؛ تاريخ اليعقوبي: احمد بن يعقوب (م.292ق.)، بيروت، دار صادر، 1415ق؛ تهذيب الاحكام: الطوسي (م.460ق.)، به كوشش موسوي و آخوندي، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1365ش؛ حياة الامام الرضا: باقر شريف القرشي، قم، سعيد بن جبير، 1372ش؛ الخراج وصناعة الكتابه: قدامة بن جعفر (م.337ق.)، بغداد، دار الرشيد، 1981م؛ ذخائر العقبي: احمد بن عبدالله الطبري (م.694ق.)، بيروت، دار المعرفه، 1974م؛ الروض المعطار: محمد بن عبدالمنعم الحميري (م.900ق.)، بيروت، مكتبة لبنان، 1984م؛ سبل الهدي: محمد بن يوسف الصالحي (م.942ق.)، به كوشش عادل احمد و علي محمد، بيروت، دار الكتب العلميه، 1414ق؛ شرح السير الكبير: السرخسي (م.483ق.)، به كوشش صلاح الدين، مصر، 1960م؛ الطبقات الكبري: ابن سعد (م.230ق.)، به كوشش محمد عبدالقادر، بيروت، دار الكتب العلميه، 1418ق؛ العقد الفريد: احمد ابن عبد ربه (م.328ق.)، به كوشش مفيد قميحه، بيروت، دار الكتب العلميه، 1404ق؛ الفائق في غريب الحديث: الزمخشري (م.538ق.)، بيروت، دار الكتب العلميه، 1417ق؛ الفتوح: ابن اعثم الكوفي (م.314ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار الاضواء، 1411ق؛ الكافي: الكليني (م.329ق.)، به كوشش غفاري، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1375ش؛ مجمع الزوائد: الهيثمي (م.807ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1402ق؛ المحاسن: ابن خالد البرقي (م.274ق.)، به كوشش حسيني، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1326ش؛ المدونة الكبري: مالك بن انس (م.179ق.)، مصر، مطبعة السعاده؛ مراصد الاطلاع: صفي الدين عبدالمؤمن بغدادي (م.739ق.)، بيروت، دار الجيل، 1412ق؛ المسالك و الممالك: ابراهيم الفارسي الاصطخري (م.346ق.)، به كوشش محمد جابر، مصر، وزارة الثقافة و الارشاد القومي، 1381ق؛ المسالك و الممالك: عبيدالله بن خرداذبه (م.300ق.)، به كوشش المخزوم، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1408ق؛ مسند ابي‌يعلي: احمد بن علي بن المثني (م.307ق.)، به كوشش حسين سليم، بيروت، دار المأمون للتراث؛ مسند احمد: احمد بن حنبل (م.241ق.)، بيروت، دار صادر؛ المعارف: ابن قتيبه (م.276ق.)، به كوشش ثروت عكاشه، قم، شريف رضي، 1373ش؛ المعالم الاثيره: محمد محمد حسن شراب، بيروت، دار القلم، 1411ق؛ المعتبر: المحقق الحلي (م.676ق.)، مؤسسة سيدالشهداء، 1363ش؛ معجم البلدان: ياقوت الحموي (م.626ق.)، بيروت، دار صادر، 1995م؛ المعجم الكبير: الطبراني (م.360ق.)، به كوشش حمدي عبدالمجيد، دار احياء التراث العربي، 1405ق؛ معجم المعالم الجغرافيه: عاتق بن غيث البلادي، مكه، دار مكه، 1402ق؛ معجم ما استعجم: عبدالله البكري (م.487ق.)، به كوشش مصطفي السقا، بيروت، عالم الكتاب، 1403ق؛ المغازي: الواقدي (م.207ق.)، به كوشش مارسدن جونس، بيروت، اعلمي، 1409ق؛ نزهة المشتاق: شريف الادريسي (م.560ق.)، بيروت، عالم الكتاب، 1409ق؛ وسائل الشيعه: الحر العاملي (م.1104ق.)، قم، آل‌ البيت:، 1412ق.
http://www.alaboa.com.
http://www.alsahra.com.
http://www.alrahlat.com.
http://www.majalesharb.com.
سيد محمد مهدي سعيدي
 
[1]. معجم البلدان، ج1، ص79؛ تاج العروس، ج19، ص131،
«ابي».
[2]. معجم ما استعجم، ج1، ص102؛ الروض المعطار، ج1، ص6.
[3]. الروض المعطار، ج1، ص6.
[4]. معجم البلدان، ج1، ص79؛ ج4، ص121؛ تاج العروس، ج19، ص131، 230، «بوا».
[5]. معجم البلدان، ج1، ص79؛ تاج العروس، ج19، ص230.
[6]. الروض المعطار، ج1، ص6.
[7]. معجم البلدان، ج1، ص79؛ ج4، ص121.
[8]. معجم ما استعجم، ج1، ص102؛ الروض المعطار، ج1، ص6.
[9]. معجم البلدان، ج1، ص79-80.
[10]. امتاع الاسماع، ج8، ص332؛ سبل الهدي، ج4، ص14؛ تاج العروس، ج19، ص131، «ابي»، 230، «بوا».
[11]. معجم البلدان، ج1، ص79؛ ج4، ص121.
[12]. المعالم الجغرافيه، ص14.
[13]. معجم ما استعجم، ج1، ص136.
[14]. معجم البلدان، ج1، ص142.
[15]. معجم البلدان، ج1، ص142.
[16]. معجم ما استعجم, ج2، ص449؛ تاج العروس، ج19، ص131.
[17]. معجم ما استعجم، ج2، ص430، 449؛ معجم البلدان، ج2، ص261.
[18]. نك: معجم المعالم الجغرافيه، ص14؛ المعالم الاثيره، ص16؛ سايت‌هاي اينترنتي الابواء، الرحلات، مجالس الحرب و الصحراء به نشاني:
 http://www.alsahra.com؛http://www.alrahlat.com؛ http://www.majalesharb.com.
[19]. روزنامه رياض، تاريخ 9/9/2010 و 7 آب 2010 و 14 حزيران 2010م.؛ نك: سايت اينترنتي روزنامه الرياض.
[20]. معجم ما استعجم، ج3، ص954.
[21]. نزهة المشتاق، ج1، ص142؛ الروض المعطار، ص6.
[22]. المسالك و الممالك، ابن خرداذبه، ص187؛ الخراج، ص80.
[23]. معجم ما استعجم، ج3، ص954.
[24]. المسالك و الممالك، ابن خرداذبه, ص187؛ الخراج، ص80؛ نزهة المشتاق، ج1، ص142.
[25]. معجم البلدان، ج3، ص342؛ آثار البلاد، ص178.
[26]. معجم البلدان، ج3، ص11؛ مراصد الاطلاع، ج2، ص798.
[27]. معجم البلدان، ج3، ص23؛ مراصد الاطلاع، ج2، ص799.
[28]. معجم البلدان، ج5، ص152؛ مراصد الاطلاع، ج3، ص1286.
[29]. المعالم الاثيره، ص72.
[30]. المسالك و الممالك، اصطخري، ص25؛ نزهة المشتاق، ج1، ص352؛ مراصد الاطلاع، ج3، ص1429.
[31]. المسالك و الممالك، ابن خرداذبه، ص130؛ نزهة المشتاق، ج1، ص142.
[32]. سبل الهدي، ج9، ص231.
[33]. معجم ما استعجم، ج1، ص136؛ معجم البلدان، ج1، ص79؛ امتاع الاسماع، ج8، ص332.
[34]. المغازي، ج2، ص576.
[35]. معجم ما استعجم، ج1، ص102.
[36]. نك: سايت اينترنتي الابواء به نشاني: http://www.alaboa.com.
[37]. معجم البلدان، ج5، ص365.
[38]. المعالم الاثيره، ص130، 269.
[39]. الشرق الاوسط، ش 9313، 8 ربيع الثاني 1425.
[40]. الطبقات، ج1، ص94؛ تاريخ يعقوبي، ج2، ص10؛ البداية و النهايه، ج2، ص279-280.
[41]. المغازي، ج1، ص11-12؛ تاريخ خليفه، ص19؛ انساب الاشراف، ج1، ص341.
[42]. الطبقات، ج8، ص60؛ العقد الفريد، ج4، ص215؛ المعتبر، ج1، ص379-380.
[43]. مسند احمد، ج1، ص220؛ مسند ابويعلي، ج5، ص57؛ المعجم الكبير، ج10، ص321.
[44]. المغازي، ج2، ص578.
[45]. الاعلام، ج3، ص247.
[46]. امتاع الاسماع، ج1، ص90-91.
[47]. الفائق، ج3، ص277.
[48]. الشرح الكبير، ج1، ص239.
[49]. الطبقات، ج4، ص37؛ ذخائر العقبي، ص241.
[50]. امتاع الاسماع، ج7، ص248.
[51]. تهذيب، ج5، ص85؛ الاستبصار، ج2، ص171؛ وسائل الشيعه، ج12، ص350.
[52]. الفتوح، ج4، ص344؛ المعجم الكبير، ج19، ص306؛ مجمع الزوائد، ج9، ص355.
[53]. الكافي، ج4، ص369؛ الارشاد، ج2، ص26.
[54]. تاريخ الاسلام، ج5، ص24-29.
[55]. المحاسن، ج2، ص314؛ بصائر الدرجات، ص460.
[56]. المعارف، ص205-206.
[57]. المدونة الكبري، ج1، ص423.
[58]. حياة الامام الرضا، ج2، ص99-100.