العربیه| یکشنبه|30 تير 1398|18 ذی القعده 1440

ابرق

ابرق: مال اهدايي به كعبه
اَبْرَق به معناي چيزي است كه در آن سياه و سفيد همراه شده باشند[1]يا سنگ و گل و يا شن و خاك در آن آميخته باشد.[2]نيز به هر زمين يا كوهي كه داراي دو رنگ باشد، ابرق گفته مي‌‌شود.[3]مكان‌هايي بدين نام در
حجاز وجود دارند.[4]از ميان مورخان، تنها ازرقي از ابرق به معناي مال كعبه ياد كرده است.[5]به گفته وي هداياي كعبه درون چاهي ريخته مي‌شد كه ابراهيم و اسماعيل٨ هنگام پايه‌گذاري خانه خدا آن را كنده بودند.[6]
شايد به سبب رنگارنگ بودن و گوناگوني اين اموال اهدايي، آن‌ها را ابرق مي‌گفته‌اند. مردم براي اين مال حرمت فراوان قائل بودند و باور داشتند كه اين مال در صورتي كه با مالي ديگر آميخته شود، موجب نابودي آن خواهد شد وكمترين گرفتاري براي دارنده چنين مالي، دشوار شدن جان كندن اوست.[7]به گزارش ازرقي از عبدالله بن زراره، جان دادن جواني از پرده‌داران كعبه دشوار شد و پس از اعتراف وي به ربودن 400 دينار از اموال كعبه، پدرش پرداخت آن را بر عهده گرفت. آن‌گاه جوان به راحتي جان سپرد.[8](← هدايا)
منابع
اخبار مكه: الازرقي (م.248ق.)، به كوشش رشدي الصالح، مكه، مكتبة الثقافه، 1415ق؛تاج العروس:الزبيدي (م.1205ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار الفكر، 1414ق.؛ اريخ مكة المشرفه: محمد بن احمد ابن الضياء (م.854ق.)، به كوشش علاء و ايمن، بيروت، دار الكتب العلميه، 1424ق؛لسان العرب:ابن منظور (م.711ق.)، قم، ادب الحوزه، 1405ق.؛ جمع البحرين: الطريحي (م.1085ق.)، به كوشش الحسيني، تهران، نشر الثقافة الاسلاميه، 1375ش؛ معجم البلدان: ياقوت الحموي (م.626ق.)، بيروت، دار احياء التراث العربي، 1399ق؛ معجم ما استعجم: عبدالله البكري (م.487ق.)، به كوشش السقاء، بيروت، عالم الكتب، 1403ق؛ معجم مقاييس اللغه: احمد بن فارس (م.‌395‌ق.)، به‌كوشش عبدالسلام، قم، دفتر تبليغات، 1404‌ق.
سيد خليل جوادي
 
[1]. لسان العرب، ج10، ص16؛ مجمع البحرين، ج4، ص189، «برق».
[2]. معجم مقاييس اللغه، ج1، ص226؛ معجم البلدان، ج1، ص59، 65؛ لسان العرب، ج10، ص16، «برق».
[3]. تاج العروس، ج13، ص21، «برق».
[4]. معجم ما استعجم، ج4، ص1236؛ نك: معجم البلدان، ج1، ص69.
[5]. اخبار مكه، ج1، ص247-248.
[6]. اخبار مكه، ج1، ص245.
[7]. اخبار مكه، ج1، ص248.
[8]. اخبار مكه، ج1، ص247؛ تاريخ مكة المشرفه، ج1، ص117.