العربیه| یکشنبه|30 تير 1398|18 ذی القعده 1440

آطام مدينه

آطام مدينه: قلعه‌ها و دژهاي بلند مدينه منوره
آطام (اِطام) در تلفظ مردم يثرب، جمع اُطْم و اُطُم؛ و آجام در تلفظ ديگر مناطق حجاز[1]به معناي بناهاي بلند و قلعه‌ها است.[2]واژه نزديك به آن را صياصي[3]به معناي دژها، حصارها و پناهگاه‌ها[4]دانسته‌اند. با نظر به اين كه در گذشته قصرها را همانند قلعه‌ها مي‌ساختند[5]، برخي قصر و اطم را به يك معنا دانسته‌اند.[6]برخي نيز آطام را به معناي قصرها و صياصي را به معناي قلعه‌ها شمرده‌اند.[7]عرب هر خانه‏اي را كه مربع يا دايره شكل بود و با سقف مسطح ساخته مي‌شد، اطم مي‌ناميد.[8]در قرآن كريم نيز صياصي به معناي دژها آمده است. (احزاب/33، 26)
در مدينه آطام بسيار بودند و هريك به نامي خوانده مي‏شد.[9]البته اين ويژه مدينه نبود؛ بلكه در سرزمين‌هاي ديگر نيز دژ و قلعه وجود داشت؛ اما چون شمار آن‌ها در يثرب فراوان بود، غالباً دژهاي يثرب بدين نام شهرت داشتند.[10]آطام يثرب دژها و قلعه‏هايي بلند بودند[11]كه با استفاده از سنگ[12]در حومه شهر و محله‏هايش براي پناه‌گرفتن و ديده‏باني ساخته مي‌شدند[13]و از آن‌جا كه داراي استحكام نظامي بودند، بيشتر كاربرد دفاعي داشتند.[14](تصوير شماره 3) به عقيده برخي، عمالقه* (نسل فرزندان سام بن نوح از عرب جنوبي)[15]نخستين كساني بودند كه در يثرب خانه‌ها و دژهايي از سنگ ساختند.[16]پس از آنان يهوديان مهاجر در يثرب مستقر شدند و براي خود 59 اطم بنا نهادند.[17]اوس و خزرج نيز پس از استقرار در يثرب، براي خويشتن اطم‌هايي ساختند.[18]هنگام يورش دشمن، مردم يثرب زنان وكودكانشان را در اين قلعه‏ها جاي مي‏دادند تا دشمن را سنگباران كنند. مردان نيز در محله‏ها با شمشير به نبرد و مقاومت مي‏پرداختند.
پس از هجرت رسول خدا (ص) به يثرب، ايشان از تخريب و ويرانگري آطام مدينه جلوگيري كرد و آن‌ها را «زيور شهر» ناميد.[19]در جنگ‏هاي احد (سال سوم)[20]و خندق (سال پنجم)، از اين بناها براي محافظت از زنان و برخي مردان مكه كه توان حضور در نبرد را نداشتند، استفاده شد. در غزوه احد پيامبر (ص) تصميم داشت در همين قلعه‏ها مستقر شود؛ اما گروهي از جوانان كه در جنگ بدر حضور نداشتند، از ايشان خواستند تا در ميدان رزم با دشمن روبه‌رو شوند.[21]پيامبر كودكان و پيران ازجمله يمان (حسيل) بن جابر، پدر حذيفه، را در اين آطام پناه داد؛ اما يمان براي جنگيدن خارج شد و به اشتباه به دست مسلمانان كشته شد.[22]
از آطام براي اعلان‏هاي عام همچون برپايي نماز جماعت نيز استفاده مي‏شد[23]؛ چنان‌كه بلال بر فراز اطمي كه در خانه حفصه (همسر پيامبر (ص)) بود، اذان مي‏گفت.[24]عثمان 200 اطم مدينه را مانند برخي بناهاي ديگر چون قصر سنداد كوفه، صومعه غمدان يمن، بناي اسكندريه و دژ مشقر در يمن ويران كرد.[25]آثاري از اطم كعب بن اشرف از يهوديان بني‌نضير، اطم احيحة بن جلاح در منطقه الضَحيان[26]و نيز اطم ابودجانه ساعدي، تا روزگار كنوني باقي است.[27]
منابع
آثار المدينة المنوره: عبد القدوس الانصاري، مدينه، المكتبة السلفية التجاريه، 1393ق؛ الاعلاق النفيسه: احمد بن عمر رسته (م.290/300ق.)، بيروت، دار صادر؛ الام: الشافعي (م 204ق.)، بيروت، دار الفكر، 1403ق.؛ تاج العروس: الزبيدي (م.1205ق.)، بيروت، مكتبة الحياة؛ تاريخ ابن خلدون: ابن خلدون (م.808ق.)، بيروت، اعلمي؛ تاريخ مدينة دمشق: ابن عساكر (م.571ق.)، به كوشش علي شيري، بيروت، دار الفكر، 1415ق؛ دراسات في الآثار الاسلامية المبكرة بالمدينة المنوره: سعد بن عبدالعزيز الراشد، رياض، 1421ق؛ الدرة الثمينه: ابن النجار (م.643ق.)، به كوشش مبالح محمد،‌ مكه، مكتبة الثقافه، 1402ق؛ سنن ابي‌داود: السجستاني (م.275ق.)، به كوشش سعيد محمد اللحام، بيروت، دار الفكر، 1410ق؛ السيرة النبويه: ابن هشام (م.8-213ق.)، به كوشش مصطفي السقاء و ديگران، بيروت، المكتبة العلميه؛ شرح نهج البلاغه: ابن ابي‌الحديد (م.656ق.)، به كوشش محمد ابوالفضل، دار احياء الكتب العربيه، 1378ق؛ الصحاح: الجوهري (م.393ق.)، به كوشش احمد العطار، بيروت، دار العلم للملايين، 1407ق؛ الطبقات الكبري: ابن سعد (م.230ق.)، بيروت، دار صادر؛ العلل و معرفة الرجال: احمد بن حنبل (م.241ق.)، به كوشش وصي الدين، رياض؛ عمدة الاخبارفي مدينة المختار: احمد بن عبدالحميد العباسي (قرن 10ق.)، به كوشش محمد الطيب، مدينه، اسعد درابزوني الحسيني؛ العين: خليل (م.175ق.)، به كوشش المخزومي و السامرائي، دار الهجره، 1409ق؛ غريب الحديث: ابن سلاّم الهروي (م.224ق.)، به كوشش محمد عبدالمعيد خان، بيروت، دار الكتاب العربي، 1396ق؛ غريب الحديث: ابن قتيبه (م.276ق.)، بيروت، دار الكتب العلميه، 1408ق؛ فتح الباري: ابن حجر العسقلاني (م.852ق.)، بيروت، دار المعرفه؛ لسان العرب: ابن منظور (م.711ق.)، قم، ادب الحوزه، 1405ق؛ مجمع الزوائد: الهيثمي (م.807ق.)، بيروت، دار الكتاب العربي، 1402ق؛ محاضرات الادباء: الراغب (م.425ق.)، به كوشش عمر الطباع، بيروت، دار القلم، 1420ق؛ مراصدالاطلاع علي اسماء الامكنة و البقاع: صفي الدين عبدالمؤمن بغدادي (م.658ق.)، بيروت، دار الجميل، 1412ق؛ المسالك والممالك: ابوعبيد البكري، به كوشش ادريان، فان ليوفن و اندري فيري، دار الغرب الاسلامي، 1992م؛ المستدرك علي الصحيحين: الحاكم النيشابوري (م.405ق.)، به كوشش مرعشلي، بيروت، دار المعرفه، 1406ق؛ المعالم الاثيرة في السنة و السيره: محمد محمد حسن شراب، دمشق، دار القلم، 1411ق؛ معجم البلدان: ياقوت الحموي (م.626ق.)، بيروت، دار صادر، 1995م؛ المغازي: الواقدي (م.207ق.)، به كوشش مارسدن جونس، بيروت، اعلمي، 1409ق؛ موسوعة مكة المكرمة و المدينة المنوره: احمد زكي يماني، مصر، مؤسسة الفرقان، 1428ق.
محمد غفوري
 
[1]. غريب الحديث، ‌ابن سلام، ج2، ص‏72-73، «اطم»؛ لسان العرب، ج12، ص8، «اجم».
[2]. الصحاح، ج5، ص‏1862؛ معجم البلدان، ج1، ص51، «اجم».
[3]. المغازي، ج2، ص‏493؛ السيرة النبويه، ج2، ص‏249.
[4]. لسان العرب، ج7، ص52، «صيص»؛ تاج العروس، ج4، ص‏405.
[5]. فتح الباري، ج10، ص86.
[6]. مراصد الاطلاع، ج1، ص2؛ لسان العرب، ج12، ص8، 19، ‌«اطم».
[7]. العلل و معرفة الرجال، ج2، ص‏322.
[8]. تاريخ دمشق، ج28، ‌ص197؛ لسان العرب، ج12، ص19، «اطم».
[9]. معجم البلدان، ج1، ص‏51؛ مراصد الاطلاع، ج1، ص2.
[10]. مراصد الاطلاع، ج1، ص2، 92.
[11]. غريب الحديث، ج2، ص‏66.
[12]. العين، ج7، ص‏463؛ لسان العرب، ج12، ص19، «اطم».
[13]. فتح الباري، ج4، ص‏81.
[14]. دراسات في الآثار الاسلاميه، ص21-22.
[15]. الطبقات، ‌ج1، ص43.
[16]. معجم البلدان، ج5، ص84؛ تاريخ ابن‌خلدون، ج2، ق1، ص28.
[17]. الدرة الثمينه، ص13-14؛ موسوعة مكة المكرمه، ج1، ص88.
[18]. الاعلاق النفيسه، ص61.
[19]. المعالم الأثيره، ص15؛ المسالك و الممالك، ج1، ص417؛ مجمع الزوائد، ج3، ص301.
[20]. المغازي، ج1، ص‏210؛ شرح نهج البلاغه، ج14، ص222.
[21]. الطبقات، ج2، ص67؛ ج5، ص81؛ المستدرك، ج4، ص50؛ شرح نهج البلاغه، ج14، ص223.
[22]. الام، ج6، ص‏38، 43؛ المستدرك، ج3، ص202؛ شرح نهج البلاغه، ج14، ص241.
[23]. سنن ابي داود، ج1، ص‏123.
[24]. غريب الحديث، ج2، ص‏66.
[25]. محاضرات الادباء، ج2، ص623-624.
[26]. معجم البلدان، ج3، ص454.
[27]. عمدة الاخبار، ص36-43؛ آثار المدينة المنوره، ص64-71.