العربیه| چهارشنبه|02 آبان 1397|13 صفر 1440
تعداد بازديد:727

نقش كعبه روي كاشي در مسجد رستم پاشاي استانبول / احمد خامه يار

تاريخ انتشار:17/07/1393
 
در بسياري از مساجد تاريخي حوزه امپراتوري عثماني، نگاره‌هايي از كعبه و مسجدالحرام برروي الواح كاشي وجود داشته است كه امروزه شمار قابل توجهي از آنها به موزه‌ها و گالري‌هاي هنري در كشورهاي مختلف اروپايي و غربي منتقل شده است. با اين حال در برخي مساجد استانبول و برخي از ديگر شهرهاي تركيه، هنوز مي‌توان نگاره‌هايي را يافت كه در جاي خود حفظ شده و از سرقت و مهاجرت در امان مانده است.
از جمله مساجدي كه تا به امروز مي‌توان نگاره‌هاي هنري كعبه و مسجدالحرام را در آنها رؤيت كرد، مي‌توان به مساجد اياصوفيا، حكيم اوغلو علي پاشا، ملا جزري، يني والده (يني جامع) و مسجد كاخ توپقاپو در استانبول و نيز مسجد جامع شهر كوتاهيه اشاره كرد. در مسجد رستم پاشا در استانبول نيز يك نگاره از كعبه روي كاشي وجود دارد كه در ادامه، به معرفي و توصيف آن خواهيم پرداخت.
مسجد رستم پاشا از مساجد قديمي استانبول است كه نزديك منطقه «امين اونو»، در شمال مسجد سليمانيه و غرب يني جامع قرار دارد. اين مسجد از آثار معماري «سنان»، معمار مشهور دوره عثماني است. وقف‌نامه آن حاوي تاريخ ۹۶۹هـ ق، يعني سال درگذشت رستم پاشا (صدر اعظم سلطان سليمان قانوني) است؛ اما به عقيده «گادفري گودوين»، احتمال دارد كه اين مسجد را همسر وي ساخته باشد.[۱]
نگاره مورد نظر شامل يك قطعه كاشي مربع كوچك است كه در ميان كاشي‌كاري‌هاي حاوي نقوش گياهي، در داخل رواق صحن و در سمت راست وروديِ شبستان مسجد قرار دارد. اين نگاره داراي چارچوب آبي رنگ در چهار لبه كاشي است. در ميان بخش پاييني آن، داخل يك قاب مستطيل كوچك، عبارت حاوي نام سازنده و تاريخ ساخت اين كاشي (سال ۱۰۷۰) به چشم مي‌خورد كه متن آن چنين است: «صاحبه اتمكجي زاده محمد بشه (؟)[۲] سنه سبعين و الف».
ناهمگوني اين قطعه كاشي با ديگر كاشي‌هايي كه در ميان آنها قرار گرفته است، و نيز كوچك‌تر بودن اندازه آن نسبت به كاشي‌هاي مجاور، كه به همين علت آن را با لايه‌اي از گچ در گرداگرد آن تثبيت كرده‌اند، نشان مي‌دهد كه اين كاشي بعداً جايگزين يك قطعه كاشي اصيل مسجد شده است. اختلاف تاريخ اين كاشي (سال ۱۰۷۰) با تاريخ ساخت مسجد نيز مي‌تواند قرينه ديگري بر اين مسئله باشد.
در اين نگاره، بيشترِ جزئيات مهم مسجدالحرام كه در ديگر نگاره‌هاي اين مسجد از همين دوره به چشم مي‌خورد، ترسيم شده است. اسامي بيشتر اين جزئيات داخل نگاره ثبت شده است؛ اما برخي از جزئيات نيز فاقد نام و توضيح مي‌باشد.
در وسط نگاره، خانه كعبه با پوشش سياه رنگ آن، كه يك كتيبه نيز در بخش فوقاني آن به چشم مي‌خورد، رسم شده است. در بخش پاييني كعبه، درب ورودي آن و در سمت چپ آن، محفظه حجرالاسود مشخص شده است. متصل به ديوار كعبه از سمت راست، بالاتر از كتيبه جامه كعبه، ناودان طلا يا «ميزاب» كعبه وجود دارد و در پايين آن، حجر اسماعيل به صورت يك هلال كوچك به چشم مي‌خورد. گرداگرد كعبه از سه سمت، «مَطاف» (محدوده طواف) به شكل يك نرده مدوّر رسم شده و فضاي داخل آن با رنگِ آبي، رنگ‌آميزي شده است.
پايين‌تر از اين قسمت، جزئياتي از قبيل مقام ابراهيم، «منبر النبي»، طاق يا دروازه مَطاف، نردبان، و در سمت چاپ آنها، گنبد چاه زمزم و گنبد مقام مالكي رسم شده است. ديگر گنبدهاي رسم شده در اين نگاره عبارت‌اند از: گنبد مقام شافعي (در پايين گنبد چاه زمزم)، گنبد مقام حنفي (كه به صورت يك طاقگان سه دهانه، عمود بر لبه سمت راست كاشي رسم شده است)، گنبد مقام حنبلي (كه كوچك‌تر از ساير گنبدها و به صورت وارونه در بالاي نگاره رسم شده است) و گنبد ديگري بدون نام، عمود بر لبه سمت چپ كاشي. همه اين گنبدها، به رنگ فيروزه‌اي و به گونه‌اي رسم شده است كه يادآور گنبدهاي بناهاي معماري دوره عثماني است. اين مسئله نشان مي‌دهد كه رسام، در ترسيم نگاره مسجدالحرام، از شكل مساجد و بناهاي معماري حوزه عثماني الگوبرداري كرده است.
در اين نگاره شش مناره براي مسجدالحرام رسم شده است كه از ميان آنها، چهار مناره از گوشه‌هاي تصوير به صورت مورب به سمت داخل نگاره ادامه يافته‌اند. دو مناره ديگر در طرفين مناره زاويه پايين سمت راست قرار گرفته‌اند. همچنين در اطراف تصوير، تعداد حدود ده دروازه از دروازه‌هاي مسجدالحرام به چشم مي‌خورد كه نام برخي از آنها، از جمله «باب عباس»، «باب السلام»، «باب بازار»، «باب عمره» و «باب صفا»، ثبت شده است.
مقايسه اين نگاره با بسياري از نگاره‌هاي مسجدالحرام در نسخه‌هاي خطي (نظير فتوح الحرمين محيي لاري) و ساير آثار هنري، نشان‌دهنده انطباق كلي اين نگاره با ساير نگاره‌ها در به تصوير كشيدن جزئياتي يكسان از مسجدالحرام است.
 
[1] تاريخ معماري عثماني، گادفري گودوين، ترجمه اردشير اشراقي، تهران: مؤسسه تأليف، ترجمه و نشر آثار هنري «متن»، ۱۳۸۸، ص ۳۱۸٫
[۲] به علت شكستگي در اين قسمت، اين كلمه به وضوح قابل تشخيص نيست.